و پلنگ غران و ببر درنده ، تا كبوترهاى سپيد بال ، از مارهاى زهرآلود تا زنبورهاى
شهد آفرين ، همه و همه در پرتو مهر مادر زندگى و رشد مى كنند و وجودشان لبريز از
مهر و عشق مادر است . . .
آرى ، عشق و علاقه به مادر و پدر ، نه آموختنى است و نه آموزاندنى ، بلكه امرى است
قلبى و فطرى ، كه از آغاز تولد دست تواناى آفريدگار جهان ، در عمق جهان و نهاد
فرزندان به وديعت نهاده است . هر فرزندى پدر و مادر خود را دوست مى دارد و با محبت
و علاقه به آنان و در پرتو مهر و الفت پايان ناپذير نسبت به آنان ، رشد و نما مىكند . اما
علاقه و محبت در ميان برخى از پدر و مادرها با فرزندانشان ، از اين حد طبيعى و فطرى
نيز در مى گذرد و جنبهء استثنائى و فوق العاده پيدا مىكند .
در اين گونه موارد ، عشق و علاقه در ميان فرزند و پدر و مادرش به مرحله اى بالاتر از
عشق و شيفتگى مى رسد و جنبهء تقديس و تعظيم و تكريمى پيدا مىكند كه پس از
خدا و انبياء و اولياء خدا ، هيچكس ديگر شايستهء آن نيست . جنبهء تقديس و تكريمى كه
مى گويد اگر خدا بهشت را آفريد و پيامبر و امامان راههاى رسيدن به بهشت را نشان
دادند ، مادران نيز بر فراز بهشت ايستاده اند و كليد درهاى آن را در دست خود دارند . . .
آرى ، آنجا كه عشق و علاقهء فرزند نسبت به مادر و پدر جنبهء استثنائى و فوق العاده
پيدا مىكند ، آنجا كه اين علاقه از امتياز و ويژگى شگرفى برخوردار مىشود ، ديگر زبان
از گفتن ووصف كردن عظمت آن ناتوان مى گردد . . .
و علاقه و محبت فوق العاده ، و ارتباط قلبى و معنوى بين فرزندان معصوم فاطمه
زهرا ( عليه السلام ) با مادر بزرگوار و مقدس شان را بايد از اين نوع عشق و علاقهء ويژه و ممتاز شمرد
و در بالاترين قلههاى اين قبيل عشق و الفت ها و مهر و محبت ها قرار داد . . .
اكنون در اين بخش كوتاه ، پاى صحبت دلنواز فرزندان فاطمه ( عليه السلام ) مىنشينيم ، كه به
ياد مادر بزرگوارشان ، و در راه تجليل و تعظيم مقام شامخ او ، خاطرههاى شيرين و
آموزنده و سازندهاى دارند كه از هر نظر قابل توجه و دقت و مايهء آموزش و عبرت است . . .
در اينجا بايد به ياد داشته باشيم كه اصولا فاطمه زهرا ( عليه السلام ) بانوى قهرمان و رزمندهء
پرتوان و خستگى ناپذير اسلام ، بر اثر عظمت روحى و مقام شامخ عصمت و طهارت ، كه
وجود او را " كوثر " و خير كثير قرار داده است ، از يك جاذبيت خاص روحى و معنوى
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 398
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص٣٩٨