تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
پشت مؤمنان قرص و محكم شد ، و راهها روشن گشت ، و سنتها استوار و برپا گشت . احدى فضائل و سجاياى تو را در خود جمع نكرد . نداى پيغمبر را لبيك گفتى ، به اجابت او بر ديگران پيشى جستى ، به ياريش شتافتى و با جان خويش حفظش كردى ، با شمشير ذوالفقار در مراحل ترس و وحشت مسلمانان ، بر دشمن حمله بردى ، و پشت ستمگران را شكستى بنيانهاى شرك و پستى را در هم فرو ريختى و گمراهان را در خاك و خون غلتانيدى . پس شهادت گواريت باد ، اى امير مؤمنان . . . " نزديكترين مردم به پيغمبر تو بودى . تو نخستين كسى بودى كه به اسلام گرويدى ، از يقين لبريز و مالامال و سرشار ، با دل محكم و از همه فدكارتر ، و نصيبت از خير و نيكى از همه بيشتر بود . خداوند ما را ، از اجر مصيبتت محروم نكند و پس از در گذشت تو ما را خوار نگرداند . . . . " به خدا سوگند كه زندگيت كليد خير بود و قفل شر و مرگت كليد هر شرى است نقف هر خيرى . اگر مردم تو را پذيرفته بودند ، از آسمان و زمين نعمتها برايشان مى باريد . اما آنان دنيا را بر آخرت برگزيدند و بر دين ترجيح دادند . . . . " آرى دنيا را برگزيدند ، و در مقابل عدل و عدم انعطاف تو تاب نياوردند ، و عاقبت دست جمودها و ركودها از آستين مردم بدر آمد ، على را شهيد كرد " . . . . بدينسان ، شخصيت بازر اسلام ، فروغ تابناك جهان علم و انديشه ، و حماسه جاودانه تاريخ بشرى ، در كوفه غروب نمود . ولى انديشه ها و افكار و تعاليم و رهنمودها و ارشادهاى او ، از آن لحظه‌هاى شهادت آغاز شد و تا جهان باقى است در مسير زندگى انسانها جريان خواهد داشت . . . . و درود ، به آن شخصيت جاودانى ، در آن لحظه اى كه به جهان آمد ، و در لحظاتى كه زندگى كرد ، و در واپسين دقايقى كه چشم از جهان فرو بست . درود و درود باد ! . اى على ، اى امام جاودانه ، اى يگانهء دوران ها ، با ياد و نام پر شكوه تو ، اين كتاب را آغاز كرديم ، و با درود بيكران ، بر تو از آغاز ميلادت تا لحظه پيوستن به خدايت آن را به پايان برديم . اما در وصف شأن و قمام تو ، چه گفتيم و چه توانستيم بگوئيم ؟ اگر توانسته باشيم كه تنها قطره اى از درياها و ذره‌اى از جبال را به زبان قلم آورده باشيم ، پيش خود سربلند و مفتخر خواهيم بود . اين سربلندى و افتخار را از ما دريغ مدار . والسلام عليه يوم ولد ويوم مات ويوم يبعث حيا آمين ، يارب العالمين
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 279 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي