" اى مالك ! از عجله در كار ، قبل از آنكه وقت انجام آن برسد ، پرهيز كن . از سستى در
كار ، در صورتى كه امكان انجام آن هست بر حذر باش . از لجاج و عناد و پافشارى در كار كه
در كارى كه راه صواب از خطا در آن روشن نيست ، بپرهيز . و هر كارى را در جاى خود و در
وقت خود قرار بده و به انجام و سامان برسان . از انحصار طلبى و تنها براى خود خواستن
و اختصاصى كردن آن چيزهايى كه همگان در استفاده از آن برابر و يكسانند ، اجتناب
كن . مبادا مسائل و امور عمومى را به خويش اختصاص دهى ، و از توجه به افكار عمومى
تغافل كنى ، يا از پاره اى از كردارهاى كارگزاران و عمال خود غافل بمانى و چشم پوشى
كنى ، و كارهايى را كه بر همگى روشن است از مردم پوشيده دارى . تو مسئول اين اعمال
هستى و به زودى پرده ها كنار مى رود و داد مظلوم از تو ، ستانده مىشود . " به هنگام
غضب ، خويشتن دارى كن و مواظب تندخويى و دستپاچگى و تيز زبانى خود باش . از
اقدام سريع و بدون تأمل و تفكر ، در هر كارى ، پرهيز كن و از انتقام و ابراز شجاعت وسطوت
خوددارى نما ، تا خشم تو آرام گيرد . اختيارات را از دست مده ، و بدان كه مهم ترين
عاملى كه مىتواند خشم تو را فرو نشاند ، ياد بازگشت به سوى خدا و ياد آورى وحشت
روز جزاست " . " وظيفهء تو آن است كه آنچه را كه بر گذشتگان و پشينيان تو اتفاق افتاده
است ، مورد تذكر و يادآورى قرار دهى و كردارها و خدمات حكومت عدل ، سنتهاى نيك
و پسنديده ، راه و رسم و روش و سخن پيامبر عاليقدر اسلام ، و فرايض قرآن مجيد را
هميشه مورد نظر و سرمشق قرار دهى و از آنها پيروى كنى و آنچه را كه مورد عمل قرار
داده ايم الگوى خود سازى . " از خداوند متعال مى خواهم كه با رحمت وسيع و بيكران
خود ، و با آن قدرت و توانايى كه به انجام هر درخواست و هر حاجت و نيازى دارد ، من و تو
را به انجام آنچه مورد رضايت و خشنودى خود اوست موفق دارد ، تا برنامههاى حكومت
عدل اسلامى و الهى را كه سعادت مردم در آن نهفته است اجرا كنيم . و در ميان مردم ، از
ذكر خير وحسن ثناء برخوردار شويم ، و بتوانيم يادگار نيك وخدمت شايسته از خود به
اجتماع عرضه كنيم . از خداوند مى خواهم كه لطف و كرمش را در حق ما گسترده تر كند
و كار من و تو را با سعادت و شهادت پايان دهد . ما همگى از جانب خدا هستيم به سوى او
باز خواهيم گشت . درود و سلام و رحمت بى پايان الهى ، بر محمد ( صلى الله عليه وآله ) و ذريهء پاك و اولاد
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 243
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص٢٤٣