حوادث بزرگ گذشته نجات يافتند ، آنها تحت الشعاع اين عمل بزرگ و الهى واقع
گرديدند . از آن رواست كه گفتيم هجرت در تاريخ اسلام نه يك واقعه است بلكه يك اصل
بزرگ اجتماعى است . جنبهء اثباتى دارد نه نفيى سنگر گرفتن است نه عزلت و فرار
از مسئوليت .
آثار و ثمرات هجرت
هجرت پيامبر اسلام و تمركز مسلمانان در مدينه ، فصل جديدى را در زندگى آن
حضرت بازگشود . او قبل از ورود به مدينه فقط در صدد جلب قلوب مردم وتبليغ آيين
اسلام بود ولى از آن روز به بعد به سان يك سياستمدار پخته و كارآزموده ، هواداران خود
را تشكل داد و نگذاشت دشمنان داخلى و خارجى در آنان نفوذ كنند ، او در اين راه با سه
مشكل بزرگ روبرو بود .
1 . اختلافى كه ميان هواداران او جريان داشت و يادگار دوران جاهلى از سابق بود .
2 . وجود يهود " يثرب " كه به اسلام گرايش نداشتند و از ثروت و امكانات مساعدى
بهرهمند بودند .
3 . خطر قريش و عموم بت پرستان شبه جزيرهء عربستان كه دائما پيامبر اسلام و
پيروان او را تهديد مى كردند . پيامبر اسلام به عنوان يك پيشواى شايسته و سياستمدار
برجسته ، براى حل هر يك از اين سه مشكل اساسى راه حلهاى مناسب به مورد اجرا
مى گذاشت كه ذيلا هر كدام جداگانه مورد بررسى قرار مى گيرد .
ايجاد وحدت سياسى اجتماعى
مهاجرين و انصار از آنجا كه پرورش يافتهء دو محيط مختلف جنوبى و شمالى بودند ،
در طرز تفكر و معاشرت فاصلهء زيادى باهم داشتند . از سوى ديگر اوسيان و خزرجيان كه
جمعيت انصار را تشكيل مى دادند ، صد و بيست سال با هم نبرد كرده و دشمنان خونى
همديگر بودند و با اين خطرات و اختلافات ادامهء حيات دينى و سياسى جز با يك تحول
درونى به هيچ وجه امكان نداشت .