خداى تعالى به تحقيق كه فرض كرده است بر شما جمعه را پس هر كه ترك كند آن را در حيات من يا بعد از موت من از روى استخفاف به آن ، يا انكار مر آن را ، پس جمع نكند خداى تعالى پراكندگى او را « 1 » و بركت ندهد از براى او در كار او ، آگاه شويد كه نيست نمازى از براى او ، آگاه شويد كه نيست زكاتى براى او ، آگاه شويد كه نيست حجّى از براى او ، آگاه شويد كه نيست روزهاى از براى او ، آگاه شويد كه نيست نيكويى از براى او تا اينكه توبه كند .
شيخ زين الدين رحمه اللَّه گفته كه نقل كرده اين خبر را سنى و شيعه و اختلاف كردهاند در لفظى چند كه ما ترك كردهايم آنها را و دخلى ندارند در اين باب .
جواب : اوّلا اينكه اين حديث از طرق اهل سنت است و در كتابهاى شيعه كه نقل شده مثل معتبر « 2 » و تذكرة « 3 » و منتهى « 4 » و نهاية « 5 » و ذكرى و غير آن در بعضى ، معلوم است كه از ايشان نقل شده مثل تذكره و منتهى و معتبر ، و در بعضى ديگر نيز ظاهر آن است و بر تقديرى كه از طرق شيعه نيز باشد حديثى است مرسل و سند آن اصلا مذكور نيست ، پس حجت نباشد .
و ثانيا آنكه در اكثر كتابها كه نقل شده بعد از « أو بعد موتي » و « له إمام عادل » واقع شده مثل تذكره و نهاية و ذكرى ، و شيخ زين الدين رحمه اللَّه خود نيز در شرح ارشاد « 6 » چنين نقل كرده .
و بنابر اين دلالت نكند مگر بر ذم كسى كه آن را ترك كند با امام عادل و دانستى كه ظاهر از امام عادل امام معصوم است صلوات الله عليه .
و در بعضى « او جاير » نيز دارد چنان كه در منتهى و معتبر و موضعى ديگر از تذكره « 7 » ، و بنابر اين موافق نيست مگر با مذهب ابو حنيفه كه امام جاير را نيز كافى مىداند در نماز جمعه « 8 » و استدلال كرده به اين حديث .
هامش
« 1 » مراد به اين نفرين است كه خدا جمع نكند پراكندگى او را و بركت ندهد در كار او ، يا خبر است از اينكه جمع نمىكند و بركت نمىدهد . ( منه )
« 2 » المعتبر ، ج 2 ، ص 279
« 3 » التذكره ج 4 ، ص 7
« 4 » منتهى المطلب ، ج 1 ، ص 317
« 5 » نهاية الاحكام ، ج 2 ، ص 9 ؛ وسائل الشيعه ج 7 ، ص 302 باب اول اشتراط وجوب الجمعه به نقل از رساله جمعهء شهيد ثانى ، الرسائل العشر للشهيد الثانى ص 61
« 6 » روض الجنان ، ج 2 ، ص 754
« 7 » التذكرة ج 4 ، ص 20
« 8 » رجوع شود به المجموع ج 4 ، ص 253 ؛ المغنى ج 2 ، ص 149 ؛ المبسوط للسرخسى ، ج 2 ، ص 25 ؛ الفقه على المذاهب الخمسة ص 120