تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دوازده رسالهء فقهى دربارهء نماز جمعه از روزگار صفوى ( فارسي ) — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧
بلكه جمعى كه به چندين طبقه پستتر از ايشان باشند محض خطا و سوء ظن است . و ديگر وقتى كه امام محمد باقر عليه السّلام عبد الملك را امر كرد به گزاردن جمعه ، رفع اين شبهه و تردد شد ، و بسيار دور است كه زراره برادر او مطلع بر آن نشده باشد ، و با وجود اطلاع چگونه اين تردد و شبهه باقى مىماند از براى او تا وقتى كه حضرت صادق عليه السّلام او را تحريص فرمود ، و اين ظاهر است . و اما اكتفا كردن حضرت به ذمّ و لومى كه در احاديث ديگر واقع شده كه اكثر آنها را ايشان شنيده بودند ، بلكه خود روايت كرده ، و با وجود آن مخالفت ورزيده بودند پس آن معقول نمىماند ، بلكه البته بايست چون مطلع شدند بر ترك ايشان منع و زجر ايشان به بدترين وجهى و شنيعترين طرزى ، اينها همه وقتى است كه غرض تحريص زراره باشد بر گزاردن آن پيش خود . و ممكن است كه حديث حمل شود بر تحريص او بر گزاردن جمعه با سنّيان به سبب تقيّه ، چنان كه شيخ مفيد رحمه اللَّه در مقنعه « 1 » بر آن حمل كرده بنابر ظاهر كلام او ، چنان كه قبل از اين مذكور شد . و بنابر اين استدلال به آن از جانبين ساقط است ، ليكن حمل بر معنى اول ظاهرتر است چنان كه به تأمّل ظاهر شود . و ثانيا و ثالثا آنچه مذكور شد در جواب از استدلال به حديث عبد الملك بعينه و اعاده آن ضرور نيست . ديگر استدلال كرده‌اند به آنچه روايت كرده است شيخ رحمه اللَّه در تهذيب « 2 » به سندى صحيح از عمر بن يزيد از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام كه فرموده : اذا كانوا سبعة يوم الجمعة فليصلَّوا في جماعة و ليلبس البرد و العمامة و يتوكَّأ على قوس أو عصا و ليقعد قعدة بين الخطبتين و يجهر بالقراءة و يقنت في الركعة الاولى منهما قبل الركوع ، « 3 » يعنى هرگاه بوده باشند ايشان هفت كس روز جمعه پس نماز بگزارند در جماعت و بپوشند - يعنى امام ايشان - برد « 4 » و عمامه و تكيه كند بر كمانى يا عصايى و بنشيند نشستنى ميانه دو خطبه و بلند بخواند قراءت را و قنوت مىخواند در ركعت اول آن دو ركعت پيش از ركوع . وجه استدلال عموم امر است به گزاردن جمعه بى تخصيصى به اشتراط امام يا نايب او . جواب : اوّلا آنكه اسم « كانوا » معلوم نيست ، و همچنين فاعل « ليلبس » . گاه باشد كه قبل از
هامش
« 1 » المقنعه ص 164 « 2 » التهذيب ج 3 ، ص 245 « 3 » التهذيب ، ج 3 ، ص 345 ؛ وسائل الشيعه ج 7 ، ص 313 « 4 » برد جامه‌اى بود نفيس كه در يمن مىبافته‌اند ( منه )