تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دوازده رسالهء فقهى دربارهء نماز جمعه از روزگار صفوى ( فارسي ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
به فقه نماز و فصيح خواندن « 1 » خطبه و قرآن ، و اقامه فرض نماز در وقت آن بى تقديمى و تاخيرى از آن در هيچ حال ، و خطبه به آنچه راست گويد در آن از كلام . پس هرگاه جمع شود اين هيجده خصلت واجب است اجتماع در ظهر روز جمعه چنانچه ذكر كرديم ، و خواهد بود فرض آن بر نصف از فرض ظهر از براى حاضر در باقى ايّام » . « 2 » تمام شد كلام اشراف . و اين دلالت مىكند بر اينكه معتبر در امامت جمعه نيز همان است كه معتبر است در امامت جماعت . و بر اينكه در كار نيست عدالت به روشى كه متأخرين اعتبار كرده‌اند ، بلكه كافى است ظاهر ايمان كه كافى است در حكم به عدالت مادام كه ظاهر نشود منافى آن ؛ چنان كه مذهب جماعتى از متقدّمين است . و بر اينكه در كار نيست اذن امام و ظاهر از وجوب وجوب عينى است با آنكه در حضور امام وجوب عينى است البته ، پس در غيبت بر وجوب تخييرى حمل كردن بى تفصيلى صحيح نيست . جواب : به دليل آنچه پيش ذكر كرديم در عبارت مقنعه « 3 » بايد حمل شود وجوب بر وجوب تخييرى و تخصيص داده شود كلام بر زمان غيبت ، يا بر اعمّ از وجوب تخييرى و عينى چنان كه اصل معنى وجوب است و لازم نيست كه در كلام متعرّض تفصيل اين شده باشد [ باشند خ ل ] كه در چه وقت عينى است و در چه وقت تخييرى و اين ظاهر است . و بر تقديرى كه حمل شود بر خصوص عينى زياده از اين نيست كه متعرّض اشتراط امام يا نايب او نشده باشد بنابر ظهور و شيوع آن نزد اماميّه . و قطع نظر از اينها مخالف معلوم النسب منافات با تحقّق اجماع ندارد چنان كه دانستى . با اينكه در اين عبارت بعضى خللهاى ديگر نيز هست كه باعث شكّ در آن مىشود ؛ زيرا كه اشتراط حضور مصر كه در اين عبارت شده نقل نشده از احدى از علماى اماميّه ، بلكه آن مذهب ابو حنيفه و جمعى ديگر از اهل سنّت است ، و شهادت ندا كه شرط شده ، معنى ظاهرش كه حاضر بودن و شنيدن ندا باشد مذهب كسى نشده از اماميّه ، بلكه مذهب شافعى است و بعضى ديگر از اهل سنّت . و حمل بر دور نبودن از آن زياده از دو فرسخ چنان كه مشهور است ميان اماميّه بسيار دور است .
هامش
« 1 » يعنى درست خواندن و لحن نكردن و اما فصيح خواندن پس آن سنّت است نه واجب . منه ادام الله افاداته . « 2 » مصنفات الشيخ المفيد ج 9 ، ص 24 و 25 ، كتاب اشراف « 3 » المقنعه ص 66
دوازده رسالهء فقهى دربارهء نماز جمعه از روزگار صفوى ( فارسي ) — صفحة 715 | الشيخ رسول جعفريان