تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دوازده رسالهء فقهى دربارهء نماز جمعه از روزگار صفوى ( فارسي ) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣
و چگونه مذهب شيخ وجوب عينى باشد و حال آنكه در همه كتابهاى فقهى خود كه اعتقاد خود را در آنها بيان نموده تصريح به خلاف آن كرده . و در كتاب خلاف « 1 » دعوى اجماع بر نفى قول به آن و عمل به آن كرده چنان كه ظاهر شد بر تو از آنچه نقل كرديم ، بلكه بر متدبّر منصف ظاهر است كه اين دعوى شيخ دليل است بر اينكه مذهب شيخ مفيد نيز وجوب عينى نبوده ؛ چه شيخ از اعاظم تلامذه مفيد است كجا تجويز آن توان كرد كه شيخ طائفه مذهب استاد خود - چون شيخ مفيد استادى - را نداند . و دعوى كند اجماع بر نفى قول به وجوب عينى و اينكه هرگز نگزارده‌اند آن را و چگونه مراد از عبارت مقنعه وجوب عينى باشد با وجود اطَّلاع شيخ بر آن و نوشتن شرح بر آن . و دعوى اجماع بر خلاف آن . « 2 » و ديگر هرگاه مذهب مفيد وجوب عينى بوده چرا نمىگزارده آن را ، و اگر مىگزارده چون مىشده كه شيخ از اكابر تلامذه و خواصّ او بوده مطَّلع نشود ، و اگر مطَّلع شده چون دعوى كرده كه هرگز از اماميّه كسى اين نماز را نگزارده مگر خلفا و أمرا و كسانى كه منصوب بوده‌اند از براى نماز . اگر گويند كه شيخ مفيد [ رحمه الله ] شايد متمكَّن نبوده باشد از اقامت جمعه به اعتبار تقيّه ، و همچنين از همهء اماميّه كه نقل كرده‌اند ترك اين نماز را وجهش همين است ، چه ايشان در زمان تقيّه بوده‌اند و قادر نبوده‌اند بر اقامت جمعه . جواب گوييم امّا شيخ مفيد رحمه اللَّه كه در زمان خود در نهايت شهرت و اعتبار بوده در مجالس و محافل با علماى اهل سنّت و اكابر ايشان در امامت و غير آن گفتگو مىكرده و ايشان را الزامهاى بليغ مىداده و اثبات حقيّت مذهب اماميّه مىنموده ، و نزد سلاطين آل بويه كه مايل به تشيّع بوده‌اند نهايت عزّت و احترام داشته ، حتى آنكه سلطان عضد الدوله مكرّر به ديدن او مىرفته و نوازش و اكرام بسيار نسبت به جناب او مىفرموده ، و همگى خواصّ و عوام مريد و معتقد او بوده‌اند ، تا اينكه نقل كرده‌اند كه در روز وفات او هشتاد هزار كس از شيعه و سنّى به تشييع جنازه او حاضر شده بودند و هرگز اهل زمان روزى چنان مشاهده نكرده بودند ، چه تقيّه ضرور بوده او را در اقامت نماز جمعه كه در ميان اهل سنّت شايع و متعارف است و نهايت مواظبت بر آن مىكنند ؟ و بر تقديرى كه تقيّه بوده و ظاهرا نمىتوانسته بكند ، چگونه تجويز توان كرد كه با آن همه خواصّ و اصحاب و تلامذه مانند شيخ فقيه محمد بن حسن بن حمزه كه خليفه او بوده ، و شيخ طائفه و سيّد جليل سيّد مرتضى و سيّد بزرگوار سيّد رضى الدين و شيخ نجاشى
هامش
« 1 » خلاف ج 1 ، ص 593 . « 2 » مگر اينكه مخالفت مفيد را قادح در اجماع ندانسته باشد ، چنان كه آخر ذكر كرديم . منه اطال الله بقاءه .