تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دوازده رسالهء فقهى دربارهء نماز جمعه از روزگار صفوى ( فارسي ) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
كسى كه خطبه بخواند ، پس بگزارد چهار ركعت » . « 1 » و سلَّار بن عبد العزيز در كتاب مراسم گفته : « نماز جمعه فرض است با حضور امام اصل يا كسى كه قائم گرداند امام او را ، و اجتماع پنج نفر يا بيشتر كه امام يكى از ايشان باشد » . « 2 » در كتاب ديگر خود چنان كه نقل كرده است علامه حلى رحمه اللَّه « 3 » و جمعى ديگر از اعاظم « 4 » علما گفته ، « و مىرسد مر فقهاى طايفه اماميّه را كه نماز گزارند به مردم در عيد و استسقاء ، امّا جمعه ها نه . » و شيخ جليل القدر شيخ ابو على طبرسى رحمه اللَّه در تفسير مجمع البيان گفته : « و فرض جمعه لازم است بر جميع مكلَّفين مگر اصحاب اعذار ، و شمرده آنها را بعد از آن گفته : و نزد حصول اين شرايط واجب نيست مگر نزد حضور سلطان عادل يا كسى كه نصب كرده باشد او را سلطان از براى نماز » . « 5 » و ابن حمزه در كتاب وسيله گفته : « و محتاج است جمعه در انعقاد به چهار شرط ، يكى : سلطان عادل يا كسى كه نصب كرده باشد او را از براى جمعه » . « 6 » و شيخ صدوق ابن بابويه رحمه اللَّه در كتاب هداية كه منسوب است به او در باب نماز جمعه گفته : « فرض كرده است خدا از جمعه تا جمعه سى و پنج نماز ، از جمله آنهاست يك نماز كه فرض كرده است آن را خدا در جماعت و ساقط كرده است آن را از نه كس ، و شمرده آنها را بعد از آن به فاصله‌اى گفته : و هرگاه جمع شوند روز جمعه هفت كس و نترسند ، امامت كند ايشان را بعضى از ايشان و خطبه بخواند از براى ايشان ، بعد از آن به فاصله‌اى گفته : و هفت كس كه ما ذكر كرديم ايشان را امام است و مؤذن و قاضى و مدّعى و مدعى عليه و دو شاهد » . « 7 » و محقق احمد بن فهد رحمه اللَّه در موجز گفته : « و واجب مىشود دو ركعت عوض ظهر به ظهور امام عليه السّلام » . و شيخ مفلح رحمه اللَّه در شرح آن گفته : « شرط است در وجوب نماز جمعه سلطان عادل و گشادگى دست او و او امام معصوم است يا كسى كه امر كند او را امام معصوم به آن » . و محقق رحمه اللَّه در شرايع گفته : « جمعه واجب نمىشود مگر به چند شرط ، سلطان عادل يا
هامش
« 1 » مصباح المتهجد ص 324 « 2 » المراسم ص 77 « 3 » المختلف ج 2 ، ص 251 « 4 » رجوع شود به السرائر ج 1 ، ص 304 و المراسم ص 261 « 5 » تفسير مجمع البيان ج 10 ، ص 288 « 6 » الوسيله ص 103 « 7 » هدايه ( الجوامع الفقهيه ) ، ص 52