تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دوازده رسالهء فقهى دربارهء نماز جمعه از روزگار صفوى ( فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
محقق كركى اولين رساله را در آغاز دههء سوم قرن دهم هجرى نگاشت و پس از حدود چهل سال دومين رساله را شهيد ثانى در خارج از ايران ، اما با ملاحظهء مسائل داخلى ايران تأليف كرد ، موج رساله نويسى آغاز شد ؛ به طورى كه تا حدود دويست سال پس از آن يك صد رسالهء مستقل تأليف شده و پس از آن تا دورهء معاصر ، قريب شصت رسالهء ديگر بر آن افزون شد . كمتر فقيه صاحب نامى را در اين دوره مىشناسيم كه رساله‌اى در اين باره تأليف نكرده باشد ؛ همانطور كه بسيارى از اين رساله ها در ردّ و ايراد و يا دفاع از رساله هاى ديگر بوده است . اين نشانگر شور و حرارت علمى خاصى است كه در اين زمينه وجود داشته است . شدت بحث از نماز جمعه در روزگار شاه سليمان ( سلطنت از 1077 تا 1105 ) به جايى رسيد كه وى محفلى در حضور وزير اعظم خود ؛ شيخ على خان و با حضور دو تن از عالمان ؛ يكى مولانا محمد سعيد رودسرى و ديگرى مولانا محمد سراب ترتيب داد تا ساير علما را گرد آورده و دربارهء « وجوب عينى » ، « تخييرى » و « حرمت نماز جمعه در دورهء غيبت » به بحث بپردازند . « 1 » خود سراب در رسالهء عربى مفصل خود حكايت اين مجلس را بازگو كرده است . « 2 » گرچه ممكن است چند بار اين بحث پيش آمده باشد ، اما به واقع مىتوان گفت كه اين محفل نوعى سمينار خصوصى از جمع عالمان بود كه براى بحث در اين مسأله ، ترتيب يافته بود . مسألهء نماز جمعه در پنج شش دههء پايانى دورهء صفوى ، تبديل به يك مسأله جنجال برانگيز شد آن گونه كه به تعبير علامهء مجلسى « تحيّرت فيها الأفهام و اضطربت فيها الأعلام » . « 3 » به طورى كه مجادلات ميان علما ، چه به صورت نوشتارى و چه شفاهى ، رو به گسترش گذاشته و حتى به دربار صفوى و شخص شاه سليمان هم كشيده شد . گويا شاه سليمان علاقه مند شد تا بداند مسأله بر سر چيست . جالب است بدانيم كه آقا جمال نيز رسالهء مفصل نماز جمعه خود را « به حسب فرمان همايون » شاه سليمان تأليف كرده است . « 4 » يكى از موضوعات مورد بحث آن بود كه واقعا عقيدهء قدما چه بوده است ؛ آيا آنان قائل به وجوب عينى بوده‌اند يا تخييرى ؟ دشوارى اين بود كه هر عالمى ، عبارات قدما را مطابق فهم خود تفسير مىكرد . در نهايت ، يكى از فقها تصميم گرفت تا گزارشى در اين باره به شاه
هامش
« 1 » تتميم امل الامل ، صص 173 - 172 « 2 » متن اين رساله ، در رسائل نماز جمعه در ادامه خواهد آمد . « 3 » بحار الانوار ، ج 89 ، ص 221 « 4 » رسائل ، ص 483 ، اين رساله ، به نوشتهء خاتون آبادى ( وقايع السنين ، ص 536 ) در سال 1091 يعنى سال درگذشت فيض كاشانى ، نوشته شده است .