[ المدخل ]
بسم اللَّه الرحمن الرحيم امّا بعد چون از كمال دين پروى پيوسته خاطر ملكوت ناظر نواب كامياب همايون اقدس ارفع اعلاى شاهى ظلّ اللَّهى « 1 » شاه سليمان الصفوى الموسوى - خلد اللَّه ملكه و سلطانه - متوجه توضيح و تنقيح مسائل شرعيه مىباشد عموما ، و مسألهء نماز جمعه خصوصا ، بنابراين بنده دعاگو على رضا از مسألهء مذكوره ملخصى كه شايستگى دريافت داشته باشد ، در اين باب به عرض مىرساند .
فصل : [ اقوال علماى شيعه در باب نماز جمعه ]
[ الف : علامهء حلى ]
چون عمده در اين باب اجماع علماى اماميه است ، اولا اقوال ايشان را معروض مىدارد . از آن جمله علامه حلَّى در كتاب منتهى المطلب گفته : يشترط فى الجمعة العادل ، أى المعصوم عندنا أو إذنه ؛ يعنى شرط است در وجوب نماز جمعه امام عادل ، يعنى امام معصوم يا اذن امام نزد علماى ما . بعد از آن گفته : أمّا اشتراط الإمام أو إذنه فهو مذهب علمائنا أجمع ؛ يعنى شرط بودن امام معصوم يا اذنش مذهب جميع علماى شيعه است و اجماعى ايشان است . و بعد از اين گفته : و لم يقم الجمعة إلَّا السلطان فى كل عصر فكان إجماعا ، و لو كانت تنعقد بالرعيّة لصلَّوها فى بعض الأحيان ، « 2 » يعنى نكرده است نماز جمعه را مگر سلطان در هر عصرى ، پس اجماع است كه بدون امام يا اذنش منعقد نمىشود و اگر منعقد مىشد به غير امام ، هر آينه بايستى كه در بعضى اوقات كرده باشد و حال آن كه نكردهاند .
قال صاحب الرساله : « اما بعد چون از كمال دين پرورى » تا آن جا كه گفته « و اگر منعقد مىشد به غير امام هر آينه بايستى كه در بعضى اوقات كرده باشند و حال آن كه نكردهاند » اقول : منتهى از اوايل تصنيفات علامه است كه در سن سى و دو سالگى نوشته و لهذا سخنان علامه در باقى تصنيفات او متينتر از منتهى است . « 3 » و آن چه در
هامش
« 1 » در متن ضل الهى
« 2 » منتهى المطلب ، ج 1 ، ص 317
« 3 » همان گونه كه در متن آمده كتاب « منتهى المطلب فى تحقيق المذهب » نخستين كتاب فقهى علامه است . بنا به نوشتهء خود او در « خلاصة الاقوال » وى تا سال 693 ه - هفت جلد از اين كتاب را تأليف كرده بوده است .