و طريقهء خود قرار داده است ، پيوسته در تمام حركات و اعمال و امور خود مراقب است كه كوچكترين خلافى از او سر سر نزند ، و تا مىتواند برنامهء زندگى و مخصوصا معاشرت خود را محدود و فشرده مىكند ، تا اختيار اعمال خود را داشته و به خود مسلط باشد .
اينست كه رسول اكرم ( ص ) فرمود : كسى كه مورد لطف و عنايت پروردگار متعال است ، چنان مىشود كه معاشرت با معرضين از ذكر خدا را از جان و دل كراهت و مبغوض مىدارد .
و سپس مؤلف فرمود كه : حيا پنج مرتبه دارد :
1 - حيا در مقابل خلاف و عصيان و گناه .
2 - حيا در مقابل تقصير و كوتاهى كردن در انجام وظائف بندگى .
3 - حيا از نظر گرامى داشت و كرامت و بزرگوارى طرف .
4 - حيا روى محبت و علاقهء قلبى .
5 - حيا در مقابل هيبت و جلال و عظمت طرف .
پس كمترين مرتبهء حيا آنكه : انسان از خلاف و عصيان پروردگار جهان ملاحظه كرده و از مخالفت او خود را نگهدارى كند . و معلوم شد كه ، بىحيائى در هر موردى باشد ملازم با نبودن ايمان است ، اينست كه وارد شده است - من لا حياء له لا دين له .
اى كه چون روح به تن نزديكى ، چون رگ جان به بدن نزديكى ناظر حال تو باشد شب و روز ، تو هم از ناظريش ديده فروز ناظر ناظرى او ميباش ، حاضر حاضرى او ميباش
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 429
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٤٢٩