در حريم عشق نتوان زد دم از گفت و شنيد ، زانكه آنجا جمله اعضاء چشم بايد بود و گوش
( [ قسمت دوم از ] متن )
و التفويض خمسة أحرف : لكل حرف منها حكم ، فمن أتى بأحكامه فقد أتى به ، التاء - من ترك ( تركه ) التدبير في الدنيا و الفاء - من فناء كل همة غير الله .
و الواو - من وفاء العهد و تصديق الوعد . و الياء - اليأس من نفسك و اليقين بربك .
و الضاد - من الضمير الصافى لله و الضرورة اليه . و المفوض لا يصبح الا سالما من جميع الآفات ، و لا يمسى الا معافا بدينه ( في بدنه ) .
[ ( ترجمه ) ]
و تفويض مركب از پنج حرف است ، و از براى هر حرفى از آنها دلالت و حكمى هست ، و هر گاه كسى به اقتضاى دلالت اين حروف ، عمل كند ، هر آينه حقيقت تفويض را به جا آورده است .
تاء - دلالت دارد به ترك كردن تدبيرات براى جريانات و پيش آمدهاى دنيوى و واگذاردن آنها به تقديرات الهى .
فاء - اشاره است به فانى شدن هر گونه قصد و اهتمام در امورى كه وجههء الهى ندارد ، براى خداوند متعال در مقابل او .
واو - دلالت مىكند به وفا كردن و اجراى وعد و پيمانى كه در ميان خود و پروردگار متعال برقرار نموده است .
ياء - دلالت مىكند بر يأس از آنچه در تحت قدرت خود يا در زير دست مردم ديگر است . و يقين و اطمينان به پروردگار جهان .
ضاد - دلالت مىكند بر ضمير و باطن صاف و پاك ، و ضرورت و احتياج و توجه كامل به سوى خداوند متعال .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 387
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٣٨٧