با لله عز و جل ، و الله غنى عن طاعة العبد ، فهو قوى على مزيد النعم على الابد ( على العبد ) ، فكن لله عبدا شاكرا على هذا الوجه ( الاصل ) ترى العجب .
[ ( ترجمه ) ]
و كمال شكر اينست كه به زبان حال و قلب و با خلوص نيت اعتراف كند به عاجز ماندن از بجا آوردن كمترين مرتبه شكر پروردگار متعال ، زيرا موفق شدن به شكرگزارى : خود نعمت جديديست كه موجب شكر ديگرى براى آن بجا آورده شود ، و اين نعمت و لطف جديد به مراتب از نعمت اولى بزرگتر و مهمتر است . پس لازم مىشود كه براى هر شكرى شكر ديگرى بجا آورده شود ، و به همين ترتيب شكرگزارى تسلسل و ادامه پيدا مىكند .
و انسان در اين صورت توجه پيدا مىكند كه : پيوسته غرق نعمتهاى الهى بوده ، و از بجا آوردن شكر لازم عاجز و قاصر است . پس چگونه انسان مى - تواند شكر نعمتهاى پروردگار متعال را به آن طورى كه بايد به جا آورد ! و چگونه عمل او با عمل خدا مقابله و برابرى مىكند ! در صورتى كه بنده ، عاجز و ضعيف بوده و او را قوت و قدرتى از خود نيست ، مگر اينكه خدا او را قوت و نيرو بدهد . و خداوند از عبادت و اطاعت بندهء خود بىنياز است ، و او قدرت و توانايى دارد كه نعمت خود را پيوسته اضافه كند . پس تو بايد كه :
اين چنين و روى اين اصل بندگى كرده و شكرگزار باشى ، و در اين صورت عجائبى از فضل خدا خواهى ديد .
[ ( شرح ) ]
موضوع شكر هنگامى صد در صد محقق مىشود كه انسان توجه به موضوع نعمت و مرتبهء نعمت و خصوصيات نعمت و مقام منعم داشته ، و مناسب آنها شكرگزارى كند .
و اگر آدمى در اثر معرفت و روشن بودن دل ، بفهمد كه پروردگار متعال وجود
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 28
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص٢٨