در خود ايران مكتب حكمت اصفهان پس از وقفهاى كه برخاسته از نابسامانيهاى سقوط صفويان بود ، بار ديگر در اين شهر احياء و شكوفا شد . شخصيتهاى محورى اين احياء ملا على نورى مدرس آثار ملاصدرا به مدت هفت سال و شاگرد او حاج ملا هادى سبزوارى بود كه تعاليم ملاصدرا را تا بدانجا عمق و تمركز بخشيد كه عملا ساير مكاتب فلسفه را از ميدان بدر كرد . تعاليم حكماى دوره صفوى بوسيله او و ساير استادان دوره قاجار به روزگار ما منتقل شد و با تأثير و نفوذ قابل توجهى مخصوصا نظريات ملاصدرا ، نظرها را در سالهاى اخير به طرف خود معطوف ساخت و به صورت محورى درآمد كه احياى فلسفه سنتى ايران دور آن چرخيد . از اينها گذشته ، اين نظريات توجه بعضى از متفكران خارج از حيطه فرهنگى ايران را نيز به خود جذب كرد « 1 » و زحمتهاى گروه كوچكى از محققان كه هانرى كربن پيشتاز آنها بود ، دنياى غرب را قادر ساخت تا براى نخستينبار با فلسفه دوره صفوى آشنا شوند و آن را نهفقط از ديدگاه صرفا تاريخى ، بلكه به لحاظ مكتب زندهء حكمت و انديشه كه در درون آن خشكى منطق با جذوات اشراق باطنى درهم تنيده شده است ، به بحثوفحص بگيرند .
هامش
( 1 ) - كربن ، « نيروى فلسفه سنتى در ايران معاصر » در" Studies in Comparative Religion "( زمستان 1968 م . ) صص 25 - 12 .