خاصى در آنها گنجانده مىشد . مزاياى ناشى از واگذارى سيورغال براى صاحب سيورغال بستگى تام به شرايط بخصوص خدمات نظامى و يا دستكم تهيه شمارى جنگجوى چربدست داشت . امّا سيورغالهايى هم وجود داشت كه فارغ از هر نوع تعهدى بود . اين مسأله بويژه در مورد علمايى صادق بود كه سيورغالهايى بدانان واگذار مىشد و اين امر بخصوص در روزگار تيموريان و نيز تركمانان و صفويان معمول بود « 1 » . در اين موارد سيورغال ماهيت استثنايى پيدا مىكرد ؛ بهعلاوه ؛ اين عمل در مورد حاكم به گونه پرداخت زكات « 2 » تفسير مىشد . چون زكات اساسا يك عمل ايمانى و دينى بود . بااين تفسير ، بايد به اين واقعيت توجه كرد كه شمار عظيمى از دريافتكنندگان زكات تحت الحمايه درآمد و عوايد سيورغال مذهبى درمىآمدند ؛ گو اينكه استفادهكنندگان در اكثر مواقع رعاياى مشغول به كار در سيورغال بودند . احتمال داشت اشخاص غيرمذهبى هم يك چنين سيورغالى « استثنايى » دريافت كنند ؛ چنانچه اين امر در مورد سلمان ساوجى شاعر معروف رخ داد « 3 » .
در مورد سيورغالهاى كوچك امكان داشت اساس مادى سيورغال ، حق مالكيت كل ماليات محصول ناحيه سيورغالى نباشد ، بلكه فقط بخشى از درآمدهاى مالياتى آن باشد . اين درآمدها مبلغ مشخصى پول و يا منابع مالياتى ويژه بود . در اين نوع موارد حقوق ممتاز صاحب سيورغال البته كاهش مىيافت .
بنابراين اراضى سيورغال مىتوانست ميزان متفاوتى باشد . سيورغالهايى وجود داشتند كه در روستاها و يا بخشى از روستاها بودند ؛ امّا مناطق كوچك و بزرگ و حتى كل ايالت مىتوانست به گونه سيورغال واگذار شود . در مورد سيورغالهاى بزرگ ، حقوق ممتاز و پايه مادى كه صاحب سيورغال به دست مىآورد بسيار وسيع بود و قدرت اقتصادى و سياسى در اختيار وى قرار مىداد .
بهرحال ، نهاد سيورغال براى تمام نيروهايى كه در دولت مخالف مركزيت و تمركز بودند ، مستمسك خوبى بود . بنابراين ازاينجاست كه در سده نهم / پانزدهم با سيورغالهاى عظيمى از ديدگاه حقوق منطقهاى و امتيازات مطلق مواجه هستيم . در اتحاديههاى سياسى ضعيف نظير اتحاديه قراقويونلوها و آق قويونلوها و حتى تيموريان مناطق وسيع به صورت سيورغال واگذار مىشد . هنگامى كه مناطق جديد تحت سلطه دولت درمىآمد ، نواحى پيشين حكام محلى به صورت سيورغال به آنان برگشت داده مىشد . هنگامى كه شرايط و ويژگيهاى سيورغال مورد ارزيابى قرار
هامش
( 1 ) - لمبتن ، « دو سيورغال از دوره صفوى » ؛ خواندمير ، جلد 4 ، ص 431 .
( 2 ) - مينورسكى ، آق قويونلوها و اصلاحات ارضى » ، ص 453 . بوسه ،Untersuchungen، صص 101 - 99 .
( 3 ) - دولتشاه ، ص 260 .