آگاهى حضرت از علاقهء درونى
تميمى ، از قول مردى از استرآباد مىگويد :
به منطقهء عسكر ( محل سكونت امام عسكرى عليه السّلام ) رفته بودم و سى دينار درون كيسهاى ، همراه من بود كه يك دينار شامى در ميان آن بود . به درب بيت امام عليه السّلام رفتم و آنجا نشسته بودم كه زن يا جوانى ( ترديد از من است ) بيرون آمد و گفت :
آنچه را همراه دارى ، بده .
گفتم : چيزى همراه ندارم . او به داخل رفت و بيرون آمد و فرمود :
همراه تو ، سى دينار ، درون كيسهاى سبزرنگ قرار دارد كه يك دينار آن شامى و همراه آن انگشترى است كه آن را دوست مىدارى .
آنچه را همراه داشتم ، به او دادم و انگشتر را پس گرفتم . « 1 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 696 ، ح 11 .