پاسخهاى مكتوب به پرسشهاى مكتوم
محمد بن جعفر مىگويد :
يكى از برادرانمان براى انجام كارى ، عازم منطقهء نظامى ( عسكر ) گرديد . خود او مىگويد ، وارد « عكبرا » شدم و در حالى كه به نماز ايستاده بودم ، فردى نزد من آمد و كيسهء مهرشدهاى را مقابلم نهاد . چون از نماز فارغ شدم مهر آن را گشودم ، درون آن نوشتهاى بود كه پاسخ مسألهاى كه براى آن آمده بودم در آن نوشته بود ، و لذا بازگشتم . « 1 »
ابو محمد ثمالى نيز مىگويد :
دربارهء دو مسئله به امام عصر عليه السّلام نامهاى نوشتم و مىخواستم تا راجع به مسئلهء سومى نيز بنگارم ، اما با خود گفتم : شايد آن حضرت عليه السّلام اين مسئله را پسنديده نشمارند . توقيع مباركى برايم صادر گرديد كه در آن به آن دو موضوع و موضوع سوم كه فقط در دلم بود و آن را ننوشته بودم ،
هامش
( 1 ) . همان .