تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧

13 سيد بدر الدين ( 1062 - 1129 )

- اى پاره‌كاغذى كه بر روى تو ، هرگاه آواى دل خود را رقم زنم ، به خدا كه اشك خواهم فشاند بر آن افتاده‌اى كه پرده‌اى بر آن افكنده‌اند . - هرگاه ديديد كه ابرها اشك‌ريزانند ، بگوييد هواى زيارت كسى را دارند كه در خاك نجف آرميده است . - آن مزار پاكى كه فرشتگان خدا بر كنار آن فرود مىآيند . - در آنجا حيدر ، همان امام شريفى كه وصى پيامبر و پيشواى همهء مخلوقات است ، به خاك سپرده شده است . - در آنجا دوست و برادر پيغمبر ، و كسى كه همچون جان او بود ، خوابيده است كه اگر خواهد ، شفاعت كند . - در آنجا برادر و فدايى پيغمبر كه جانش را به خاطر او به خطر افكند ، مدفون شده است ، خواه آن را روايت كنند و خواه تحريف نمايند . - در آنجا امامى مدفون است كه پيغمبر او را در غدير به جانشينى خويش برگماشت ، و فرياد شادباش و تبريك از مردم برخاست و همه بدان اعتراف كردند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 557 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى