13 سيد بدر الدين ( 1062 - 1129 )
- اى پارهكاغذى كه بر روى تو ، هرگاه آواى دل خود را رقم زنم ، به خدا كه اشك خواهم فشاند بر آن افتادهاى كه پردهاى بر آن افكندهاند .
- هرگاه ديديد كه ابرها اشكريزانند ، بگوييد هواى زيارت كسى را دارند كه در خاك نجف آرميده است .
- آن مزار پاكى كه فرشتگان خدا بر كنار آن فرود مىآيند .
- در آنجا حيدر ، همان امام شريفى كه وصى پيامبر و پيشواى همهء مخلوقات است ، به خاك سپرده شده است .
- در آنجا دوست و برادر پيغمبر ، و كسى كه همچون جان او بود ، خوابيده است كه اگر خواهد ، شفاعت كند .
- در آنجا برادر و فدايى پيغمبر كه جانش را به خاطر او به خطر افكند ، مدفون شده است ، خواه آن را روايت كنند و خواه تحريف نمايند .
- در آنجا امامى مدفون است كه پيغمبر او را در غدير به جانشينى خويش برگماشت ، و فرياد شادباش و تبريك از مردم برخاست و همه بدان اعتراف كردند .