يادگار مانده كه هرقصيده 29 بيت دارد ، و اين قصايد را به « مهريههاى حوريان بهشتى » موسوم داشته كه همه در مدح امير مؤمنان عليه السّلام است :
- مهر و دوستى ، على عليه السّلام را سزاست كه جز از او اميد يارى نبايد داشت و جز به مدد او از ستم رهايى نتوان يافت .
- و به هنگام مرگ دوستان ، اوست كه حاضر مىشود ، و بىحضور او دوستدارانش طعم مرگ را نمىچشند .
تا آنجا كه گويد :
- پروردگار عالميان ، دلهاى ما را به مهر كسى هدايت كرده كه اگر او نبود ، هرگز مخلوقات را نمىآفريد .
- او يگانه گوهرى است كه به برترين مقامات پيامبران دست يافته است .
- او هلالى بود كه در اوج درخشش همچون ماه چهاردهشبه آفاق كرامت و بزرگوارى را درخشان ساخت .
- اين دو وجود گرامى ، يعنى محمّد و على ، آن نخستين كسى كه اول بار فرمان او را لبيك گفت ، علت آفرينش هستند .
- اختران آسمان اوج گرفتند ، تا مگر به آستان او برسند . سرانجام ، در فرودين مرحله از خانهء او قرار گرفتند .
- آيا بهترين پيامبران ، كسى جز او را به مقام كمال و برادرى خويش برگزيد ؟
- آيا جز او را در روز غدير به جانشينى خود در ميان خلق برگزيد ؟
- اين هدايت آشكارى است كه فرمود : پيشواى شما على است ، پيشواى هركسى كه مرا به رهبرى پذيرفته است .
- آنجا بود كه وحى به پيغمبر رسيد كه اين امر را به مردم برسان و نترس و خداوند ترا از هرچه بيم آن دارى ، نگاه مىدارد . « 1 »
- و آنجا بود كه پيامبر خدا بخشى از فضيلت خود را آشكار كرد و آن چيزى را كه از بيم
هامش
( 1 ) . مستفاد است از آيهء تبليغ . ر ك : مائدة 5 / 67 . ( و )