شنيدند و شهادت دادند .
- هرگاه به احوال دختر پيامبر ، زهراى بتول بنگرى كه چگونه پس از پيامبر حقّش غصب شد .
- و فاجعهء جانگداز امام حسن بزرگوار عليه السّلام را كه چگونه خانهنشين شد و دلها را داغدار و چشمها را اشكبار ساخت .
- و سوك و اندوه قتل حسين عليه السّلام را كه چون او هيچ كسى با نيرنگ به قتل نرسيده است .
- آنگاه كه او را در كربلا به خاك هلاك انداختند ، و ياران و فرزندانش را كشتند .
- و زنان آل محمّد را به اسيرى گرفتند و سوار بر شتران سرخموى همهجا گرداندند .
- هرگاه به اين منظرهء جانگداز بنگرى كه زنجير بر گردن حضرت سجاد عليه السّلام انداختند ، و سر بزرگوار حسين عليه السّلام را پيش روى آن حضرت قرار دادند .
- و احوال نه تن ديگر از امامان عليهم السّلام را مطالعه كنى كه چگونه مخالفان به مقابله با آنها برخاستند و به خصومت با آنان كمر بستند .
- و سرانجام ، همگى يا مطرود يا مسموم و يا محبوس شدند و زنجير بر گردن داشتند .
- براستى اذعان خواهى كرد كه هيچيك از اين مدعيان مسند خلافت پيامبر و مخالفان خاندان او ، پايگاه شريفى نداشتند ، و به مراد خود نرسيدند .
اين ابيات نيز از اوست :
- بشتابيد به سوى آن نورى كه تابندگى فراوان دارد ، و خدا آن سرزمين سرسبزى را كه همواره امن است ، جاويد نگهدارد .
- اى كسى كه در راه بدبختى قدم مىزنى ، ما اين نور تابنده را ديديم و از ديگر هواها دست كشيديم .
- ما در برابر دعوت هواى نفس استقامت كرديم و به راه نور شتافتيم ، و اگر اين شيفتگى نبود ، به اين راه نمىافتاديم .
- رهروان بيرون آمدند ، و رمز و راز اشكهاى ما را دريافتند و من به سعد گفتم : آيا آن حقيقتى را كه ما مىبينيم ، تو نيز مشاهده مىكنى ؟
الغدير ( فارسى ) — صفحة 430
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٣٠