10 سيد على خان مشعشعى ( م 1088 )
- من از روزگار چشم دوستى داشتم ، ليكن مىبينم كه به هيچكدام از وعدههاى خود وفا نمىكند .
- من هرگز انتظار نداشتم كه اينچنين تيرهروز باشم ، در حالى كه شرافت بايد اساس كار باشد .
- شايد روزگار فقط مرا هدف قرار نداده ، بلكه شيوهء كهن او همين بىوفايى است .
- هرگاه من با اين همه فضل و كمال از اوج به زير آمدم ، به شگفت آييد ، سپس بنگريد كه سرورى از آنچه كسى خواهد بود .
- اى گوهر تابناكى كه در روزگار ما به كمترين بها فروخته مىشود و بازارش كساد شده است .
- اين زمانهاى است كه كاملان را پست مىدارد ، و اوباش و فرومايگان را برمىكشد .
- اگر روزگار خيرى داشت ، ديگر پس از مصطفى صلّى اللّه عليه و آله آن مرد تيمى چوب بلند نمىكرد .
- و در برابر دشمنان ، جاى آن نبود كه از على حيدر عليه السّلام دفاع بشود ، چرا كه بهترين مخلوقات آشكارا او را در غدير به جانشينى خود برگزيد و فرمود :
- هركه را من مولاى او هستم ، پس از من اين على مولاى اوست . آرى ، اين ندا را همه