مدّتى ساكن اصفهان بود ، سپس سالها در حيدرآباد سكونت كرد و در همانجا وفات يافت . مردى شيواسخن ، حاضرجواب ، متكلم ، حكيم و خوشفكر بود و حافظهء قوى و حضور ذهن وافى داشت . به سال 1076 وفات يافت و شصت و هشت سال عمر كرد .
سيد على خان مدنى در ستايش او بسيار سخن گفته ، و از جمله نوشته است :
در دانش كوهى بس استوار و پابرجاى است و با آنچه نوشته و تأليف كرده است ، خط بطلان بر نادانى و جهالت كشيده است . حديث فضلش سر به اوج و بلندى دارد و در شعر و ادب او را شيوهاى نيكو و استوار است . من او را در فضايل ، مردى كامل ديدم كه همواره كمال با او دوشادوش حركت مىكرد . همه از كمالاتش متحير و انگشتبهدندان هستند . دانش پيشينيان را تكميل كرد ، و معاصرانش همه زبان اعتراف به فضل او گشودند .
بزرگان دانش براى اندوختن علم و نيوشيدن بيانش در محضر او زانو مىزنند ، و مطالب پراكندهء علمى را آنچنان از خوان فضلش گردمىآورند و جمع مىكنند كه مىتوان آن را « منتهى الجموع » خواند ، چندانكه فراتر از آن نتوان جمع كرد . مقام او به پايهاى است كه كسى تاكنون چون او در نشر علم و احياى دانش و فراهمكردن اسباب و تحصيل مقدمات آن همت نگماشته است . با خط خود رسالاتى نوشته كه زبان قلم از بيان آن ناتوان است .
در پايان عمر به علم طب اشتغال ورزيد ، و در درمان جان و تن به غايت كوشيد .
سپس جابجايى و گردش او را در شهرها و به حضور پدر رسيدنش را به سال 1074 نقل مىكند و مىگويد : وى در روز دوشنبه يازده روز مانده به آخر صفر سال 1076 درگذشته و در آن هنگام ، شصت و چهار سال داشته است . آنگاه از اشعار او 221 بيت را ذكر كرده كه از آن جمله ابيات زير است :
- اى ماه تابان كه گيسوانت چهرهات را پوشانده است ، بر عاشقانت رحم كن و پرده از رخ بگشاى .
وى نيز گفته است :
- در وصل يا جدايى ما را بنواز كه يأس و نوميدى يكى از دو راحت است .
- آيا در آيين عشق ، ريختن خون حسين رواست ؟
الغدير ( فارسى ) — صفحة 411
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤١١