91 - سيوطى پيغمبر را در حال بيدارى ديده است
ابن عماد مىنويسد كه شيخ عبد القادر شاذلى نوشته است : جلال الدين سيوطى مىگفت : من در بيدارى پيغمبر را ديدم ، به من گفت : اى شيخ حديث ، من عرض كردم : يا رسول اللّه ، آيا من از اهل بهشتم ؟ گفت : آرى . گفتم : آيا بدون اينكه قبلا عذاب ببينم ، به بهشت مىروم ؟ فرمود : بلى چنين است .
شيخ عبد القادر مىگويد : از او پرسيدم : چند بار پيغمبر را در بيدارى ديدهاى ؟ گفت هفتاد و چند بار . « 1 »
اين مشكل حلشدنى نيست ، مگر آنكه يك بينندهء ديگر نيز همچون سيوطى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در بيدارى ديده باشد و آن بزرگوار به او گفته باشد كه سيوطى هفتاد و چند بار دروغ گفته است ، يا اينكه يك نفر از بهشتيان بيايد و كسى از او دربارهء اقامتگاه سيوطى سؤال كند ، و او بگويد كه من هرگز او را در بهشت نديدهام . اما هرگاه اين دو حكم دربارهء او صادر نشود ، ما ناگزير اين مسئله را به عقل سليم حواله مىدهيم و ديگر به غلوكنندگان در فضايل مراجعه نمىكنيم . تازه وقتى به اين تعداد دفعات ، پيغمبر را در بيدارى ديدهاند ، لابد در خواب هم صدها بار ديدهاند ، چنان كه ابو عبد اللّه خفيف مىگويد : از ابو جعفر كتانى پرسيدم : چند بار پيغمبر را در خواب ديدهاى ؟ گفت : بسيار ديدهام . پرسيدم : آيا هزار بار ديدهاى ؟ گفت نه . گفتم : نهصد بار ؟ گفت : نه . گفتم : هشتصد بار ؟ گفت : نه . گفتم : هفتصد بار ؟ گفت در اين حدود يا نزديك به اين حد . « 2 »
محمّد بن محمّد زواوى به جائى را خوابهايى در اين باب است كه در جزوهاى گرد آورده و در آن مدعى شده است كه بيش از دويست بار پيغمبر را ديده و در اينباره نيز عجايب و غرايبى را نقل كرده است . « 3 »
شگفت آنجاست كه زواوى از مثنى بن سعيد قصيرى نقل كرده كه گفت : از مالك شنيدم كه مىگفت : هيچ شب نخوابيدم مگر آنكه رسول اللّه را در خواب ديدم . « 4 »
هامش
( 1 ) . شذرات الذهب : 8 / 54 .
( 2 ) . حلية الاولياء : 10 / 343 .
( 3 ) . نيل الابتهاج 322 .
( 4 ) . مناقب مالك 17 .