مىساخت .
- و چقدر افتخار دارد دستى كه با دست بزرگمرد عالم مصافحه كرده و آن لبى كه ماه را بوسيده است .
سيد ابراهيم راوى رفاعى شافعى در قصيدهاى او را چنين مدح مىكند :
- او بود كه به درگاه پيامبر شرفياب شد و آشكارا دستهاى او را بوسيد و خداى تعالى قدرت خود را نشان داد .
- آنجا كه محمّد معجزهاى نشان داد كه به منظور بزرگداشت احمد انجام گرفت .
- چگونه چنين نباشد ؟ در حالى كه او فرزند پيامبر است و پدران فرزندان خود را اين چنين افتخار مىبخشند .
سيد سراج الدين مخزومى در كتاب صحاح الاخبار ضمن قصيدهاى دربارهء رفاعى چنين سروده است :
- اى فرزند آن كسى كه قبل از تكوين قالبهاى خاكى به مقام پيغمبرى برگزيده شده بود .
- تو در فضاى اخلاص و وجد و در حرم پاك ، چنان با حقيقت پيوستى كه دست حكمت فرقهها از رسيدن به آن كوتاه است .
- تو در حالت دورى بر چنان قربى در روضهء پيامبر نايل گشتى كه نورانيت آن همهجا را فراگرفت .
- اين هنگامى بود كه دست رسول اللّه آشكارا دراز شد و بهترين خلعت را نصيب تو كرد .
- هزاران نفر از كشورهاى گوناگون اين امر را مشاهده كردند و پرتو بركت آن به بقاع دوردست نيز رسيد .
- اين مجدى است كه شنيدن آن گوشوارههاى گوهرين افتخار به گوشهاى ما آويخته است .
اين قصه را قاضى خفاجى حنفى و عدوى حمزاوى نقل كرده و ضمن آن گفتهاند :
الغدير ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٣٥