- چرا كه پيغمبر دست راستش را به سوى رفاعى دراز كرد و به نور آن ، حقايق همه بر او آشكار گشت .
تا اينكه مىگويد :
- مپرس از اينكه اين چگونه ممكن است و يقين داشته باش كه خدا هرچه بخواهد مىكند .
- از بددينان دورى كن و كور نابينايى هرگاه خورشيد را انكار كند ، باور مكن .
- آيا پيامبر مرده است ؟ نه ، چه به حكم خدا در قرآن شهيدان زندگانند .
- اينكه پيغمبر دست خود را به سوى رفاعى دراز كرده ، برهانى روشن بر مقام اوست .
- اين شرافت را هزاران نفر از مردم و گروهى از بزرگان به هنگام شام از او ديدهاند .
- آن شامى كه صبح روشن شد و شگفتآور نيست اگر شامى ، صبح روشن شود .
- صاحب العقود الجوهرية او را در قصيدهاى چنين مىستايد :
- اين رفاعى كسى است كه بر ناقدان دشوار است كه كار او را ارزيابى كنند .
- بسا كسى كه بر شير سوار شده و بسا سواره كه از شيرنماها تحقير و خوارى ديده است .
- او كسى است كه دست رسول اللّه را بوسيده و از آن رهگذر ، در برابر منكران به مقامى و الا مفتخر گرديده است .
- او دست مبارك خود را از قبر به سوى وى دراز كرد كه بر همهء حاضران نمايان شد .
حافظ حاج ملا عثمان موصلى نيز در قصيدهاى سيد رفاعى را چنين مدح كرده است :
- ماران و شيران جنگل به فرمان او گردن مىنهند و پريان از كرامات او در شگفتند .
- آيا نمىبينى كه هركس را نسبت به او برسد ، از شعلههاى آتش هم باك ندارد ؟
- در افتخار او اين بس كه دست پيامبر هاشمى ، پدر زهرا را بوسيده است و ديگران از اين فيض بهره نبردهاند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٣٢