كارى با قصد و نيت مؤلف ندارد و مؤلف خود يكى از خوانندگان متن است .
6 . معيارى براى سنجش و داورى تفسير معتبر از نامعتبر وجود ندارد .
نقد نظريه
معقولات ذهنى كه « كانت » آنها را قالبهاى انديشههاى ما دانسته عبارتند از :
1 و 2 . زمان و مكان .
3 . كميت : كلى و جزئى بودن قضيه .
4 . كيفيت : موجبه يا سالبه بودن قضيه .
5 . نسبت : حملى يا شرطى بودن قضيه .
6 . جهت : نسبت محمول به موضوع به صورت ضرورى است يا به صورت ممتنع يا ممكن .
در تفسير هرمتن و يا هرپديده حتى يك تنديس و تصوير نقاشى كه محصول كار يك فرد انسان عاقل است بايد يك رشته پيشفرضهايى محترم شمرده شوند تا راه تفسير پديده بازگردد ، بايد فرض كنيم :
1 . نويسنده متن عاقل و خردمند بوده است .
2 . درخواستها يا گزارشهاى او در اين متن از اراده جدى او ريشه گرفته است و هرگز مطايبه در كار نبوده و به هزل سخن نگفته و يا ننوشته است .
3 . او در نگارش راه توريه را پيش نگرفته و هرگز از جمله ، خلاف ظاهر آن را اراده نكرده است .
4 . از آنجا كه حكيم است بر ضد غرض خود كارى صورت نداده است .
5 . او در اين نگارش بر خلاف قواعد زبان چيزى ننوشته و مثلا فعل ماضى را در گذشته و فعل مضارع را در آينده به كار برده است .
6 . او هرواژهاى را در معنى خود به كار برده ، و اگر به مناسبتى ، لفظ را در غير معنى واقعى به كار برده ، طبعا همراه با قرينه بوده است .
اين نوع پيشفرضها جاى انكار نيست و هرفردى بخواهد دست به تفسير