حجر الاسود قرآن را شروع مىكرده و در محاذات باب آن را تمام مىنموده است و از لحاظ خواندن هم طورى قرآن را قرائت مىكرده كه برخى از اصحاب آن را حرف به حرف مىشنيدهاند . « 1 »
همو گويد : شيخ ابو مدين مغربى يكى از سه اوتادى است كه هرروز هفتاد هزار مرتبه قرآن را ختم مىكردهاند . « 2 »
بخارى از ابو هريره و او از رسول خدا نقل كرده كه فرمود : قرآن بر حضرت داود سبك آمد ، تا جايى كه فرمان داد مركوبش را زين كنند و پيش از زين شدن تمام قرآن را مىخواند . « 3 »
قسطلانى در شرح اين حديث گفته است « 4 » : گاهى زمان كم ، داراى بركت زياد است ؛ در نتيجه ، در آن عمل زياد واقع مىشود و اين حديث دلالت مىكند كه خداوند متعال براى هركسى از بندگان شايستهاش كه بخواهد زمان « 5 » را چونان مكان درمىنوردد .
اينها كه گفته شد ، جز افسانههاى گذشتگان و بيهودهگويىهاى پيشينيان نيست كه دستهاى اوهام آنها را نوشته است . با آنكه همهء اينها در برابر چشمهاى ابن تيميه و پيروانش قرار داشته ، اما از هيچكدام از آنان كوچكترين صدايى در نيامده است و به هيچ وجه اعتراضى نكردهاند ، در صورتى كه شايسته بود چنين افسانهها و مطالب بى اساسى در كتب افسانه نوشته شود ، نه در كتابهاى علمى و اسلامى ، يا در گودالهاى بيابانها دفن گردد و يا در ميان درياها افكنده شود . وا اسفا بر اين كتابهاى بزرگى كه شامل چنين خرافات و موهومات است ! واى بر آن بزرگانى كه در برابر اين موهومات ، سر تعظيم فرود آورده و آنها را شايستهء نقل در كتابهايشان دانستهاند ! اگر ابن تيميه مىدانست كه دقت كامل در اينباره ، چهرهء واقعى اين شرمندگى را براى كسانى كه بعدا
هامش
( 1 ) . خزينة الاسرار 78 . نيز رك : احياء العلوم و شرح المشكاة .
( 2 ) . همان 180 .
( 3 ) . صحيح بخارى : 1 / 101 و 2 / 164 .
( 4 ) . ارشاد السارى : 8 / 396 .
( 5 ) . شايسته بود اينطور گفته شود : زبان را مىپيچد يا زمان را بسط مىدهد .