تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
فرموده است . - از او دربارهء حنين و بدر بپرس كه جز انسان آگاه پرسشت را پاسخ نخواهد گفت . - در آن هنگام كه آتش جنگ شعله‌ور بود ، جز او كسى غبار غم از چهرهء رسول خدا و مسلمانان نمىزدود . - به افتخارات گونه‌گونش حسد بردند و تنها داستان غدير براى كينه‌توزىشان كافى است . - او شير مرد معركه‌هاست كه جز چكاچك اسلحه صدايى از او شنيده نمىشود . - او قلبى آرام دارد و هيچگاه مشكلات در او سستى پديد نمىآورد . - و هنگامى كه نيزه‌اش كند شود ، شمشيرش را برهنه مىكند ، و بدان دشمن را از پاى درمىآورد و به خاك مذلّت مىنشاند . - وقايع مهمى بر قلم قضا و قدر رفته بود كه به حكم و فرمان او به اجرا درمىآمد . - او را افتخاراتى است كه عطر آن افق را معطر كرده و پندارى كه مشك و عبير با آن درآميخته است . « 1 »

شاعر را بشناسيم

بهاء الدين ابو الحسن على بن فخر الدين عيسى بن ابى الفتح اربلى ، مقيم بغداد و مدفون در آن ، يكى از نوابغ و از دانشمندان كم نظير جهان اسلام است كه با دانش و معلومات چشمگيرش در قرن هفتم درخشيد . او در زمرهء بزرگ‌ترين علما و اديبان روزگار خويش قرار داشت و با اينكه در نويسندگى توانا و در سرودن اشعار آبدار چيره‌دست بود ، اما يكى از سياستمداران عصر درخشان خود به شمار مىرفت كه اركان وزارت به دو استوار آمد و بساط آن رونق گرفت ، چنان كه حقيقت فقه و حديث به همّت او آشكار گرديد و مذهب نيز از حمايت او نيك برخوردار شد . كتاب ارزنده‌اش كشف الغمة بهترين كتابى است كه دربارهء تاريخ پيشوايان دين و نشان
هامش
( 1 ) . كشف الغمّة 197 .