گفتهاند ، مىتواند عظمت مقام علمى و شخصيت اجتماعىاش را دريابد .
پسر او ابو على محمد ، مشهور به تاج الدين بن وشاح است كه قاضى حله بوده است .
صفى الدين حلى كه در جلد ششم اين كتاب شرح حالش خواهد آمد ، دربارهء او مرثيهاى گفته كه در ديوانش موجود است « 1 » و نيز قصيده ديگرى در حدود 53 بيت در ديوانش دارد كه در آن به جهت نقل قول ناروايى كه به قاضى تاج الدين بن وشاح نسبت دادهاند ، عذرخواهى مىكند و به دلجويى از او مىپردازد . « 2 »
از آل محفوظ در سوريه و عراق هماكنون افراد شايستهاى بر جاى ماندهاند كه استاد حسين بن شيخ على بن شيخ محمد جواد بن شيخ موسى آل محفوظ كاظمى رسالهاى دربارهء شرح حال خانوادهء بزرگوارش نوشته است و شرح حال بزرگان اين خانوادهء بزرگ را نيز سيد صدر كاظمى در تكملة امل الآمل و شيخ رازى ، صاحب الذريعة در وفيات الاعلام آوردهاند .
در كتاب امل الآمل و جز آن شرح حال فردى بهنام سديد الدين سالم بن محفوظ بن عزيزة بن وشاح سورانى آمده كه محقق حلى ( م 667 ) بر او قرائت كرده است و سيد بن طاوس ( م 664 ) و پدر علامهء حلى از او روايت كردهاند ، در صورتى كه علامه در سال 648 ه متولد شده است .
خوانسارى در كتابش بيان داشته كه او پسر شاعر ما ، شمس الدين محفوظ است « 3 » ، و حال آنكه چنين سخنى درست به نظر نمىآيد ، زيرا شاعر ما يكى از كسانى است كه از محقق حلى روايت مىكند . بنابراين ، چگونه ممكن است سالمى كه محقق حلى بر او قرائت كرده ، پسرش باشد ؟ به علاوه ، طبقهء كسانى كه از سالم روايت كردهاند ، طبقهء مشايخ شمس الدين محفوظ هستند و مقتضاى آن اين است كه از پدرش مقدم باشد ؟
آنچه كه نظر ما را تأييد مىكند ، اين است كه از پسر شاعر ما ابو على محمد تاج الدين
هامش
( 1 ) . ديوان صفى الدين الحلّى 256 .
( 2 ) . همان 410 .
( 3 ) . روضات الجنّات 301 .