سبكى نيز آن را آورده و اقرار به صحت آن كرده است « 1 » و زرقانى هم آن را آورده و گفته است : ابو الشيخ آن را در طبقات الاصفهانيين آورده و حاكم آن را صحيح شمرده است و سبكى و بلقينى در فتاوى خود به آن اقرار نمودهاند . « 2 »
حاكم بعد از اين حديث ، حديث صحيح ديگرى را كه تا حدودى همانند روايت گذشته است ، نقل كرده كه مضمون آن چنين است : رسول خدا فرمود : هنگامى كه آدم خطا كرد ، گفت : خدايا از تو به حق محمد مىخواهم كه از خطايم صرفنظر كنى . خداوند فرمود : اى آدم ، چگونه محمد را شناختى ، در صورتى كه هنوز او را نيافريدهام ؟ گفت :
خدايا چون هنگامى كه مرا آفريدى و از روحت در من دميدى ، سرم را بالا كردم و در قائمههاى عرش ديدم كه نوشته است : خدايى جز خداى يكتا نيست و محمد رسول خداست ، پس دانستم كه تو جز نام محبوبترين مخلوقت را به نام خويش نمىافزايى .
خداوند متعال فرمود : اى آدم ، راست گفتى ، او محبوبترين خلق در نزد من است ، مرا به حقش بخوان تا ترا ببخشايم و اگر محمد نبود ، ترا نمىآفريدم .
اين روايت را بيهقى در دلائل النبوة كه ذهبى دربارهاش گفته است : از اين كتاب بهره گير كه تمامش هدايت و نور است ، آورده است و طبرانى در المعجم الصغير ، سبكى ، سمهودى ، قسطلانى در المواهب اللدنية ، زرقانى و عزامى همگى به صحتش اعتراف كردهاند . « 3 »
اين مختصر را براى آگاهى خوانندگان محترم در مورد نادرستى گفتهء ابن تيميه و هم مسلكانش مانند قصيمى نوشتهايم ، تا فضيلت رسول خدا را از روى بصيرت درك كنند و فريب اين گمراهان را نخورند .
هامش
( 1 ) . شفاء السقام 121 .
( 2 ) . شرح المواهب اللدنيّة : 1 / 44 .
( 3 ) . ر ك : شفاء السقام 120 ؛ وفاء الوفاء 419 ؛ شرح المواهب اللدنيّة : 1 / 44 ؛ فرقان القرآن 117 .