بر اين اساس قياس كن آنچه را كه به نام رسول خدا دربارهء بسيارى از بزرگان صحابه با اسمها و خصوصياتشان ساختهاند و احاديث زيادى كه در باب مناقب و مثالب عباس و فرزندانش ، بويژه فرزندانى كه بعدا خليفه شدند ، وضع كردهاند .
همچنين اضافه كن بر آنها احاديثى را كه دربارهء بعضى از افراد معلوم الحال ساختهاند ، مانند حديثى كه دربارهء وهب و غيلان و محمد بن كرام جعل كردهاند كه رسول خدا فرموده است : در امتم مردى است به نام وهب كه خدا به او حكمت بخشيده است و مردى است به نام غيلان كه از ابليس براى امتم بدتر است « 1 » و در آخر الزمان مردى به نام محمد بن كرام مىآيد كه سنت به دو زنده مىشود . « 2 »
متون همهء اين روايات با احاديث صحيح در تعارض است كه اگر بخواهيم بهطور تفصيل دربارهء آنها بحث كنيم ، به اصطلاح مثنوى هفتاد من كاغذ شود .
ما در اينجا از باب مشت نمونهء خروار ، تنها احاديثى را كه با حديث صدم معارض است ، مىآوريم تا پژوهشگر در اينباره از روى بصيرت قضاوت نمايد :
1 - از امتم هفتاد هزار نفر بدون حساب وارد بهشت مىشوند . بخارى و مسلم و احمد و دارمى و ابو داود آن را آوردهاند .
2 - از اين قبرستان [ قبرستان بقيع ] هفتاد هزار نفر برانگيخته مىشوند و بدون حساب وارد بهشت مىگردند . طبرانى در المعجم الكبير آن را آورده است . « 3 »
3 - از امتم هفتاد هزار نفر وارد بهشت مىشوند كه بر آنها حساب و عذابى نيست ، و با هرهزار نفر ، هفتاد هزار نفر ديگر خواهند بود . احمد و طبرانى و بزّار آن را آوردهاند .
4 - پروردگارم به من وعده داده كه از امتم هفتاد هزار نفر را بدون حساب وارد بهشت كند . طبرانى و بزّار آن را آوردهاند .
5 - خداوند از شهرى در شام به نام حمص نود هزار نفر را بدون حساب برمىانگيزاند . بزّار آن را آورده است .
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 160 .
( 2 ) . لسان الميزان : 1 / 375 .
( 3 ) . مجمع الزوائد : 4 / 13 .