تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
جدش و ديگران حديث مىساخته و دروغ مىگفته و به نام افراد مورد اعتماد حديث جعل مىكرده است و او را نسخه‌هاى ساختگى بسيارى است . « 1 » ابن حبان گفته است : او از كسانى است كه متن‌ها مىساخته و سندها را دگرگون مىكرده است و از اين‌رو ، سزاوار است كه حديثش ترك شود . شايد او بيش از ده هزار حديث مروى از ثقات را زير و زبر كرده است كه من از اين تعداد ، بيش از سه هزار حديث را كه در دگرگونى آنها ترديدى ندارم ، نوشته‌ام . دارقطنى گفته است : او حديث ساز ، خوش گفتار و حافظ بوده است « 2 » و در شذرات آمده است كه او با آنكه محدث و امام و پاسخگوى بدعتگذاران بوده ، اما يكى از حديث سازان است . « 3 » 81 - ابو عبد اللّه ، احمد بن محمد بن غالب باهلى ( م 275 ) ، غلام خليل و از بزرگان زهاد در بغداد و كذاب و دروغساز بوده است . حافظ ابن عدى گفته است : از ابو عبد اللّه نهاوندى در حران در مجلس ابو عروبه شنيدم كه مىگفت : به غلام خليل گفتم كه اين چه احاديث سستى است كه شما روايت مىكنيد ؟ گفت : اينها را به خاطر نرم‌كردن دل‌هاى مردم ساخته‌ام . ابو داود سجستانى ، دروغ كسى را مانند كديمى و غلام خليل آشكار نكرده است . او دربارهء احاديثى كه كديمى نقل كرده ، گفته است كه آنها دروغند و دربارهء غلام خليل گفته است : صاحب الزنج دجال بصره بوده و مىترسم كه غلام خليل دجال بغداد باشد . آنگاه گفته است : احاديثش بر من عرضه شد ، چهار صد حديث او از لحاظ سند و متن دروغ بوده است . « 4 » جاى بسى شگفتى است كه مردى كه سيره و شرح حالش چنين است ، با مرگش بازارهاى مدينة السّلام بسته و جنازه‌اش به بصره حمل و در آنجا دفن گرديد و قبه و
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد : 5 / 74 . ( 2 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 70 ؛ طبقات الحفاظ : 3 / 23 . ( 3 ) . شذرات الذهب : 2 / 298 . ( 4 ) . تاريخ بغداد : 5 / 79 ؛ المنتظم : 5 / 95 ؛ لسان الميزان : 1 / 273 ؛ اللئالى المصنوعة : 1 / 200 و 2 / 109 .