كردن جدار قبر را مكروه نخواهد دانست و منظور ما از ذكر آن ، عيب گرفتن و مذمت از قطع به كراهت آن است .
سيد نور الدين سمهودى آن را از امام حنبليها نقل كرده و گفته است : آن را با خط حافظ ابو الفتح مراغى مدنى ديدم و حافظ هيثمى نيز آن را از احمد نقل كرده است . « 1 »
اين حديث ، اين آگاهى را به ما مىدهد كه منع از توسل به قبور پاك ، از بدعتهاى امويان و گمراهىهاى آنان از زمان صحابه است و هيچگاه گوش روزگار نشنيده كه صحابىاى منكر آن باشد ، مگر زادهء بيت اميه ، مروان ستمكار كه آن را انكار كرده است .
آرى ، گاو با شاخش از خود حمايت مىكند ، و صياد در پى پرندهء « ورشان » ، خرماى تازهء « مشان » را مىخورد . « 2 »
آرى ، از روزى كه رسول خدا با بيان شخصيت كاذب و ماهيت كثيف عموم بنىاميه ، به ويژه مروان ، آبرو و حيثيتشان را از بين برد و كاخ پوشالى احترام اجتماعىشان را واژگون كرد ، آنان دشمنى رسول خدا را در دل گرفتند و در صدد تلافى برآمدند ، در صورتى كه او از روى هوا و هوس حرفى نمىزند و هرچه مىگويد از روى الهام و وحى الهى است كه جبرئيل به او تعليم داده است :
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى ، عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى .
« 3 »
رسول خدا را در نشان دادن چهرهء كريه بنىاميه و بويژه بنى مروان ، سخن فراوان است كه ذيلا به برخى از آنها اشاره مىشود :
1 - هنگامى كه بنىاميه به چهل نفر برسند ، بندگان خدا را برده مىسازند و مال خدا را بخشش مىكنند و كتاب خدا را وسيلهء سوء استفاده قرار مىدهند .
2 - هنگامى كه فرزندان ابو العاص به سى نفر برسند ، دين خدا را وسيلهء سوء استفاده
هامش
( 1 ) . وفاء الوفاء : 2 / 410 ، 443 ؛ مجمع الزوائد : 4 / 2 .
( 2 ) . علامه امينى در اين كتاب اين مثل را چنين آورده است : « بعلّة الورشان يأكل رطب الوشان » ، اما در شرح قاموس و المنجد اين طور نقل شده : « بعلّة الورشان يأكل رطب المشان » كه در هرصورت ، منظور اين است : « كارى انجام مىدهد كه منظور خلاف ظاهر آن است » . ( م )
( 3 ) . نجم 53 / 3 - 5 .