مىآمدند و طلب آمرزش مىكردند و پيامبر نيز بر ايشان طلب مغفرت مىنمود ، هرآينه خدا را توبهپذير و مهربان مىيافتند . « 1 » بنابراين ، من بر خود ستم كردم و نزد تو آمدم تا برايم طلب آمرزش كنى . از ميان قبر ندايى بلند شد كه گناهت آمرزيده شد .
اين حديث را گروهى نقل كردهاند كه از آن جملهاند :
1 - 3 - حافظ ابو سعيد عبد الكريم سمعانى ( م 573 ) .
2 - 3 - حافظ ابو عبد اللّه ، ابن نعمان مالكى ( م 683 ) در مصباح الظلام .
3 - 3 - ابو الحسن على بن ابراهيم بن عبد اللّه كرخى .
4 - 3 - شيخ شعيب حريفيش ( م 801 ) در الروض الفايق : 2 / 137 .
5 - 3 - سيد نور الدين سمهودى ( م 911 ) در وفاء الوفاء : 2 / 412 .
6 - 3 - ابو العباس قسطلانى ( م 922 ) در المواهب اللدنية .
7 - 3 - شيخ داود الخالدى ( م 1299 ) در صلح الاخوان 540 .
8 - 3 - شيخ حسن حمزاوى مالكى ( م 1303 ) در مشارق الانوار 57 .
4 - از داود بن أبى صالح روايت شده است كه روزى مروان كنار قبر رسول خدا آمد ، ديد مردى صورتش را روى قبر گذاشته است ، مروان گردنش را گرفت و گفت : آيا مىدانى كه چه مىكنى ؟ سر برداشت و معلوم شد كه او ابو ايوب انصارى است ، در جواب گفت : آرى ، من پيش سنگ نيامدهام ، پيش رسول خدا آمدهام ، از رسول خدا شنيدم كه مىگفت : بر دين گريه نكنيد آنگاه كه اهلش رهبرى آن را بر عهده دارد ، آنگاه گريه كنيد كه نااهل رهبر دين باشد .
حاكم آن را نقل كرده « 2 » ، آنگاه او و ذهبى در تلخيص خود آن را صحيح دانستهاند ، و ابو الحسين يحيى بن حسن حسينى در اخبار المدينة به اسناد ديگر از مطلب بن عبد اللّه بن حنطب آن را روايت كرده است . « 3 »
سبكى بعد از نقل اين داستان گفته است : كسى كه اين اسناد را صحيح بداند ، مس
هامش
( 1 ) . نساء 4 / 64 .
( 2 ) . ر ك : المستدرك : 4 / 515 .
( 3 ) . شفاء السقام 113 .