است .
- مرگ همهء مردان را مىربايد ، اما همانند تو هرگز از ميان ما ربوده نمىشود .
- تو همواره از صميم دل ، ستم را دشمن مىداشتى و از آن پرهيز مىكردى و در تمام دوران زندگى از بدىها دور بودى و دامنت از آلودگىها پاك بود .
- اشكها در مرگش جارى است ، اما كى اشكهاى جارى مىتواند جلو مرگها را بگيرد ؟
- ديگر كجا چشمها مىتوانند به سوى تو خيره شوند ، در صورتى كه در ميان خاك و گل آرميدهاى ؟
- افسردگىام را دور كن كه چه بسيار دور كنندهاى كه بغض و ناراحتى همهجانبه را ، بآهستگى از بين برده است .
- به قدرى كه لطف ايجاب مىكرد ، ضريحت نيكىها را ميان قبرها فرو باريد ، و همواره از دو طرف آن ، نسيم جانبخش به سوى بهشت روان است .
- خداوند ترا از ساكنان بهشت و مقيمان غرفههاى آن بگرداند ، تا مجاور پدران پاكت باشى ، چه بازماندگان به گذشتگان مىپيوندند . « 1 »
ابن اثير مىگويد : ابو الحسن اقساسى در سال 412 ه با مردم براى انجام عمل حج ، به سوى مكه حركت كرد و هنگامى كه به فيد رسيدند ، عدهاى از اعراب آنها را محاصره كردند . ابو محمد ناصحى « 2 » قاضى القضات ، حاضر شد كه پنج هزار دينار به آنها بدهد تا دست از آنان بكشند ، ولى آنها حاضر نشدند و تصميم گرفتند كه حاجيان را گرفته ، لخت نمايند . پيشاپيش آنان ، مردى بود كه او را حمار بن عدى مىگفتند و از بنى نبهان بود . او در حالى كه زره بر تن داشت و غرق در اسلحه بود ، سوار بر اسب شد و آن را به طرز
هامش
( 1 ) . اين اشعار ، در ديوان خطى سيد مرتضى موجود است كه ابن جوزى قسمتى از آن را در كتابش المنتظم :
8 / 20 آورده است .
( 2 ) . از خانوادههاى علمى نيشابور است و منسوب به ناصح ، پسر طلحه ، پسر جعفر ، پسر يحيى است .
سمعانى عدهاى از افراد اين خانواده را در كتاب الانساب در حرف نون آورده است .