- و اى ظهر ، به يادبود مرغ بريان از شرف على پرده برگير ، آن شرفى كه بر والاترين مراتب آن دست يافت .
- و اى سورهء برائت ! اعلام كن كه چه كسى از ابلاغ تو معزول گشت و چه كسى كارگزار آن بود ؟
- اى مرحب ! اى اميد كافران ، از دم شمشير چه كس شربت مرگ چشيدى ؟ « 1 »
- و اى عمرو عبدود ! چه كسى بود كه شرنگ مرگ در كامت ريخت ؟
- اگر خواهد ، بر ثريا بر شود و از « فرقدين » موزه سازد .
- مگر پايگاه بلند او را نشناختهايد و جايگاه والايش را درك ننمودهايد ؟
- نديدهايد كه چگونه محمد به دو مشفق و مهربان بود و به تربيت او همت گماشت ؟
- از كودكى در دامن مهر و محبتش او را پروريده مخصوص خود دانست و از كمال صفا و اخلاص به برادرى برگزيد .
- دخترش فاطمه را كه پارهء تنش بود به او كابين بست ، چه او را بهترين شوهر و پرهيزكارتر از همگان يافت .
- پدرم فداى حسين ، سرور آزادگان باد كه روز عاشورا ، در راه اعلاى دين جهاد كرد .
- پدرم فداى خاندانش كه در اطراف او به خون غلتيدند ، ولى چشم از او برنداشتند .
- خدا رسوا كند امتى را كه سرور خود را تنها گذاشتند و در رضايت خاطرش نكوشيدند .
- و نفرين خدا بر آن گنديده مردار نجس باد كه از كين ، چوب بر دندان او كوبيد !
و به همين ترتيب ، قصيدهاى به قافيهء دال دارد كه خوارزمى در مناقب 223 و ابن شهر آشوب در مناقب با اختلاف در شمارهء ابيات روايت كردهاند و ما به جمع ميان هردو روايت مىپردازيم :
- او در جنگ بدر چون ماه شب چهارده درخشيد و بر ديگران از شنيدن نام شمشير او لرزه بر اندام بود .
- براى على در حديث مرغ بريان فضيلتى است كه آوازهاش در اكناف جهان پيچيده و
هامش
( 1 ) . اين بيت و سه بيت پيش از آن ، تنها در مناقب خوارزمى ثبت است .