ع - او بر خلق جهان حجت خداست ، هركه او را دشمن گيرد ، شقى و بدبخت خواهد بود .
- آرى من با دوستى حسن به آرزوهايم رسيدم كه والاترين مقام را حائز گشته است .
- و با دوستى حسين ، آن پسنديدهاى كه در ميدان مكارم همهء افتخارات را صاحب گشت .
- در اين خاندان هرچه بنگرى ، جز ستارهء رخشان چيزى به چشم نمىخورد كه بالا رفته و بر طاق فلك نشسته است .
- خاندانى ويژه كه جهانى در حمايت آنان قرار گرفته است .
- گروه متجاوز ، با ارتكاب آنهمه عناد و لجاجت ، چه افتخارى مىجست ؟
- سبط اكبر را با زهر به خاك كردند و اين بس نبود ؟
- با تعرض به جستجوى حسين پرداختند و با او به پيكار برآمدند و او هم پيكار كرد .
- او را از نوشيدن شربتى آب ، مانع شدند ، با آنكه پرندگان سيراب بودند .
- او جان خود را بر سر اين پيكار گذاشت ، كاش جان من قربانى او گشته بود .
- دخترش فرياد مىزد : اى پدر ! و خواهرش در سوك برادر مىناليد .
- اگر احمد مختار مىديد كه به روزگار او و خاندانش چه رسيده است ؟
- شكايت به سوى خدا مىبرد ، و البته شكايت برده است . « 1 »
در مناقب ابن شهر آشوب و مناقب خوارزمى 233 قصيدهاى از صاحب ياد شده كه در شمارهء ابيات اختلاف دارد و ما هردو روايت را به هم پيوست مىكنيم :
- على عالىقدر مانند ندارد ، نه به آن خدايى كه جز او خدايى نيست .
- سيرهء او همان سيرهء رسول است كه تو هم آن را مىشناسى و پسران او - اگر پاى فخر در ميان باشد - پسران رسولند .
- على بر پايهاى از شرف نايل گشته است كه وهم و پندار بدان نخواهد رسيد .
- اى صبح ، به يادبود حديث كسا ، در شرح مفاخر على سستى نورز كه روز مباهله صبحگاهان على در زير كسا قرار گرفت .
هامش
( 1 ) . برخى ابيات در اعيان الشيعة ثبت نشده است .