باشد .
23 - ابو سعيد رستمى ، محمد بن محمد بن حسن اصفهانى . او صاحب را با چند قصيده ستوده ، از جمله لاميهاى دارد كه در آن چنين مىگويد :
- شايسته است كه سى تن شاعر كامروا گردند و شاعرى مانند من محروم ماند ؟
- اين بدان ماند كه به « عمرو » واو اضافه دهند و از الف در نام خدا « بسم اللّه » مضايقه كنند .
24 - ابو محمد ، عبد اللّه بن احمد خازن اصفهانى . وى چند قصيده در مدح صاحب دارد .
25 - ابو الحسن ، على بن محمد بديهى . او كسى است كه صاحب دربارهء وى چنين سروده است :
- تو كه بايد پنجاه سال بينديشى تا يك شعر بسرايى ، چرا خود را بديههسرا مىخوانى ؟
اين شاعر قصايدى پرداخته است ، از جمله لاميهاى بدين مطلع :
- اينك كه سر به طاعت عشق سپردى ، پند ناصح را به چيزى مخر . آن كه عشق را نكوهش كند ، چه عيبى بر آن تواند بست ؟
26 - ابو ابراهيم ، اسماعيل بن احمد شاشى عامرى . او نيز چند مديحه دربارهء صاحب سروده ، از جمله بائيهاى با اين سرآغاز :
- به آسمانها برشديم ، گفتند : ستارهء رخشان آمد ، به ميدان نبرد تاختيم ، گفتند : شمشير بران آمد .
27 - ابو طاهر ، ابن ابى الربيع عمرو بن ثابت . وى چكامهاى چند در مدح صاحب دارد ، از جمله قصيدهاى جيميّه .
28 - ابو الفرج ، حسين بن محمد بن هندو . او هم چند سروده در ثناى صاحب دارد ، از جمله قصيدهاى با اين مطلع :
- رواست كه به خاطر آن معشوقه آتش درون شعله كشد و اشك ديدگانم چون مرواريد غلطان نثار شود .
29 - عميرى ، قاضى قزوين . وى چند كتاب ، خدمت صاحب اهدا كرده و اين دو شعر
الغدير ( فارسى ) — صفحة 67
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٦٧