صاحب در برابر هراثر نفيس و رسالهء شيوا ، بدرههاى زر و كيسههاى سيم نثار مىكرد و در اثر جود سرشار و كرم بىانتها و نوال بىكرانش ، پانصد شاعر او را ثناخوان و مديحهسرا گشتند كه قصايد آنان زينتبخش دواوين و فرهنگهاى رجال است .
ياقوت حموى از قول ابن بابك و او از زبان خود صاحب چنين نقل مىكند : خدا مىداند كه من با صد هزار قصيدهء عربى و فارسى مورد ستايش قرار گرفتهام .
آرى ، همين قصايد بىشمار آنچنان نام صاحب را در صفحات تاريخ جاويدان ساخت كه نه يادش فراموش مىشود و نه شعلهء عظمت و شخصيتش با گذشت روزگاران خاموش مىگردد .
نام شاعرانى كه او را ثنا گفتهاند ، بدين شرح است :
1 - ابو القاسم زعفرانى ، عمر بن ابراهيم عراقى . او چند قصيده در ثناى صاحب دارد ، از جمله قصيدهء نونيهاى كه سرآغازش چنين است :
- دگران مال و دولت اندوزند و در اثر حرص و آز گنجينه مىسازند .
- و تو كه فرزند عبادى و اميد همگان ، عطا و بخشش را وسيلهء نام نيك ساختهاى .
2 - ابو القاسم عبد الصمد بن بابك . وى صاحب را با قصيدهاى بدين مطلع ستوده است :
- زيورآلات گردنش را از ستارهء جوزا خلعت گرفته ، همان مرواريدهاى آبدار كه از لمعان به رقص آمده است .
3 - ابو القاسم ، عبد العزيز بن يوسف وزير . او از آل بويه است و قصيدهاى دارد كه اين دو بيت از آن جمله است :
- مىگويم و دلم در سايهء وجودت خيمه زده و جسمم در گرو باد صباست و شترانى كه يدك مىكشند .
- اشتياق مهار شترم را به سوى « صاحب » مىكشد ، ولى شتران سركش با من سر نزاع دارند .
4 - ابو العباس ضبى وزير ( م 398 ) . وى يكى از شعراى غدير است كه شعرش همراه شرح حالش خواهد آمد . او چند قصيده در ثناى صاحب دارد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 63
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٦٣