- ولايتش بىشك ، مانند قلاده ، بر گردن مؤمنان افتاد و بينى دشمنان را به خاك ماليد .
- هرگاه عمر در پاسخ مسائل به خطا رفت ، على راه صوابش بنمود .
- و عمر از ره انصاف گفت : اگر على نمىبود ، پاسخ خطايم مرا به هلاكت و تباهى مىراند .
- از اينرو ، فاطمه و سرورمان على ، با دو فرزندش ، مايه خشنودى و مسرت خاطرند .
- هركه خواهد خاندانى را با ستايش بركشد ، من ثناخوان اهل بيت رسولم .
- اگر مهر آنان مايهء ننگ و عار باشد - و هيهات كه چنين باشد - من از روزى كه فرزانه گشتم ، قرين اين ننگ و عارم .
- على را كه پرتو حق و رهبر حقجويان بود ، كشتند ، آن كه يكتامرد ميدان بود .
- زادهاش حسن مجتبى ، آن جوانمرد عرب را كشتند و با سمّ مذاب كارش ساختند .
- حسين را از آب فرات محروم كردند و با طعن نيزه و شمشير به خاك و خون كشيدند .
- اگر سخن زينب نبود ، على سجاد را هم مىكشتند .
- پيشواى عدالت زيد بن على را بر دار كشيدند ، خداى را از اين ستم ناهنجار .
- دختران محمد در تابش خورشيد ، تشنهلب بودند و خاندان يزيد در سايهء قصر و خرگاه جاى داشتند .
- خاندان يزيد خيمهء چرمين بهپا كردند و اصحاب كسا جامه بر تن نداشتند . « 1 »
شاعر را بشناسيم
حافظ ابو المؤيد و ابو محمد ، موفق « 2 » ، پسر احمد « 3 » ، پسر ابى سعيد اسحاق ، پسر مؤيد مكى حنفى ، معروف به اخطب خوارزم ، فقيهى دانشور ، حافظى مشهور ، محدثى با اسناد فراوان ، خطيبى پرآوازه ، مورّخى توانا و شاعرى نكتهپرداز بود كه خطبهها انشا كرده و
هامش
( 1 ) . اين قصيده 46 بيت است كه 27 بيت آن انتخاب شد و تمام آن در آخر مناقب خوارزمى و قسمتى از آن در مقتل خوارزمى ياد شده و ابن شهر آشوب نيز در مناقب خود چند بيتى را گزين نموده است .
( 2 ) . در الفوائد البهية موفق الدين احمد بن محمد آمده كه تصحيف است . شاعر نامش را در سرودههاى خود « موفق » ياد كرده ، چنان كه بيايد و در مصادر قديم نيز چنين است .
( 3 ) . در العقد الثمين ، موفق بن احمد بن محمد ثبت شده است .