و او گفت :
- اى كه از سيد مرتضى پرسى ، آگاه باش كه او مردى است از هرعيب و عارى برى .
- اگر خدمتش دريابى ، بينى كه بشريت در اين مرد مجسم شده و روزگار در يك لحظه گنجيده و جهانى در كنج خانهاى جاى گرفته است . « 1 »
علم الهدى و ابن مطرز « 2 »
در كتاب الدرجات الرفيعة آمده است كه شريف مرتضى در ايوانى مشرف بر جاده نشسته بود ، ابن مطرز شاعر را ديد كه با نعلين پاره مىگذرد و غبار مىافشاند ، بانگ برآورد كه مركوب سوارى تو همين بوده است ؟ منظور شريف مرتضى اين شعر ابن مطرز بود كه گويد :
- شبانه باشتاب بر شتر نجيب رهوار راه مغرب گرفت تا مرغزارى جويد و در طلب آن ماه تابان شرق و غرب را زير پا نهد .
- بر چشمهسار قبيلهء تغلب ، غزال رعنايى مقام دارد كه شراب خوشگوارش از دل عشاق مهياست .
- اگر مركوبم به راه درماند و از فيض حضورت محرومم سازد ، آبشخور و مرغزارش حرام باد .
منظور شريف مرتضى ، همين بيت اخير است .
ابن مطرز در پاسخ گفت : از آن هنگام كه عطا و بخشش سرورمان شريف به اين پايه رسيده كه مىفرمايد :
- اى دوستان مهربان ، اين شريفزادگان قبيلهء قيس ! عشق و دلدادگى خلق و خوى شريفان است .
- به يادشان سرود آغازيد ، دلم از طرب خرم سازيد و جام شراب را هم از سيلاب
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ( چاپ قديم ) : 4 / 587 و ( چاپ جديد ) : 10 / 406 - 408 . ( م )
( 2 ) . ابو القاسم ، عبد الواحد بغدادى ، شاعر خوشپرداز كه به سال 439 درگذشته است .