17 ابو محمد عونى ( م حدود 350 ) « 1 »
- پيشواى من صاحب افتخار روز غدير است كه رهبر هدايت او را در ميان منكران به پا داشت .
- هنگامى كه دست او را برافراشت ، خطبهاى خواند و پس از ستايش كردگار آشكارا گفت :
- اين مرتضى ، شوهر فاطمه ، على است كه به دامادىام سرافراز است و چه خوب دامادى است .
- وارث علم من است و جانشين بعد از من . از دشمنانش به سوى خداى گريزانم .
- شنيديد ؟ پذيرفتيد ؟ سخنم را فهم كرديد ؟ همه گفتند : در هيچ كارى راه خلاف نپوييم .
- شنيديم و پذيرفتيم . اى مرتضاى برگزيده از ناحيهء ما خاطر آسوده دار ، ولى نيرنگ زدند . « 2 »
وى در همين قصيده به حديثى اشاره كرده ، مىگويد :
- در خبرى كه از مصطفى ، رسول خدا به صحت پيوسته ، و ممكن است كه مورد ترديد قرار گيرد ، چنين آمده :
هامش
( 1 ) . ر ك : اعيان الشيعة : 7 / 401 . ( و )
( 2 ) . مناقب ابن شهر آشوب ( چاپ ايران ) : 1 / 532 .