مساعدت داده است ، ولى او هرچه نامه را زيرورو كرد ، چيزى به نظرش نرسيد . نامه را به ابو العباس ضبى عرضه كرد ، ابو العباس بعد از دقت كافى متوجه شد كه صاحب با نوشتن فقط يك الف ، پاسخ مساعد داده است .
در رقعهء متقاضى چنين بود : فان رأى مولانا أن ينعم بكذا ، فعل . اگر رأى مبارك سرورمان تعلق گيرد كه مساعدت فرمايد ، خواهد كرد و معلوم شد صاحب جلو « فعل » كه جزاى شرط است ، به معنى « خواهد كرد » ، يك الف اضافه كرده يعنى « افعل » : خواهم كرد .
4 - صاحب ، در يك طبق نقره ، عطرى خدمت ابو هاشم علوى هديه كرده با اين سروده گسيل داشت :
- اين بنده به قصد زيارت عتبهء مباركه خدمت رسيد ، تا از پرتو انوارت نصيبى گيرد .
- از اين عطرى كه تقديم مقامت شده ، بهرهگير كه عطرفروش از خوى چون مشكت مايه گرفته است .
- اما ظرف پيشكشى است كه با عطر همراه شده ، با قبول آن ، عنايتى بر عناياتت بيفزا .
5 - ابو القاسم زعفرانى به شكوه و جلال صاحب نگريست كه جمعى از خدم و حشم و حاشيهنشينان با لباسهاى فاخر و جبههاى خز گرداگرد مجلس نشستهاند ، به كنارى رفت و به نوشتن پرداخت . به صاحب گفتند : در حضور شما چنين جسارتى مرتكب مىشود ، صاحب فرمود : او را بياوريد . زعفرانى لحظهاى مهلت خواست تا از نوشتن بپردازد ، صاحب تقاضاى او را رد كرد و دستور داد طومار را از دستش گرفته ، بازآورند ؛ زعفرانى نزديك شد و گفت : خداوند صاحب را مؤيد بدارد و سرود :
- چكامه را از زبان شاعرش بشنو كه بيشتر در شگفت شوى ، گل بر سر شاخه زيباتر است .
صاحب فرمود : بياور تا چه دارى ، ابو القاسم ابياتى برخواند كه از آن جمله است :
- دگران مال و دولت اندوزند و با حرص و ولع گنجينه سازند .
- و تو اى زادهء عباد ، اى اميد همگان ! نوال و بخشش آرزوى تست .
- عطايت براى همگان ، خواه بخشنده باشند خواه تهيدست ، چون ميوهء رسيده مهياى
الغدير ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٩٢