مىكرد ، رشتهء مرواريد را مىمانست « 1 » » ، سازگار است ؟
اين حرفها را با سخن ابو الاسود دؤلى در شعرش چطور مىتوان جمع كرد :
- وقتى با چهرهء ابو تراب رودررو شوى ، او را ماهى خواهى يافت كه بينندگان را به حيرت مىاندازد . « 2 »
بلى بايد گفت :
- بر آن جوانمرد از آنرو رشك بردند كه نتوانستند به مقام فضلش برسند و از اين لحاظ ، مردم دشمن و بدخواه او شدند .
- مانند هووهاى زنى زيبا كه از روى حسد و كينهتوزى روى زيبايش را زشت خواندند .
اصولا آيا وجدان آزاد شما مىتواند مطالبى را كه از قلبى پركينه دربارهء سستى و دودلى على عليه السّلام برآمده است ، بپذيرد ، و حال آنكه على عليه السّلام همان كسى است كه هميشه در كارهاى بزرگ مقدم و پيشاهنگ بود و در جنگها پيشتر از ديگران به ميدان مىآمد و شمشير مىزد . او كسى است كه از آغاز با پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله دست به كار تبليغ دين شد و در بستر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بيتوته كرد و خود را فدايى او ساخت و تا روزى كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به قرارگاه ابديش شتافت ، هرگز دمى از آن حضرت فاصله نگرفت و در تمام اين مدّت ، پيوسته تيرگيهاى غم و اندوه را از چهرهء مباركش مىزدود .
آيا على عليه السّلام آن يگانه مرد مبارزى نيست كه اين آيات دربارهء او نازل شد :
آيا آب دادن به حاجيان و آبادانى مسجد الحرام را با كار كسى كه به خدا و روز جزا ايمان آورده و در راه خدا جهاد كرده است ، يكسان مىپنداريد ؟ « 3 »
از مردم كسى هست كه براى جلب خشنودى خدا جان خود را فدا كند . « 4 »
چه موقع را در زندگى على عليه السّلام مىتوان يافت كه وى از قلعوقمع كفار عرب در راه اسلام و دفاع از قداست صاحب رسالت فارغ نشسته باشد تا بتوان او را به سستى و
هامش
( 1 ) . حلية الاولياء : 1 / 84 ؛ تاريخ ابن عساكر : 7 / 35 ؛ المحاسن و المساوى : 1 / 32 .
( 2 ) . تذكرة سبط 104 .
( 3 ) . توبة 9 / 19 .
( 4 ) . بقرة 2 / 207 .