واى بر تو اى معاويه ! تو خود را با على عليه السّلام همطراز مىخوانى ، و حال آنكه او وارث و وصى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و پدر فرزندانش ، و اولين پيرو او بود ، و نيز آخرين كسى است كه با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ملاقات داشت و پيامبر اسرار خود را با او در ميان مىنهاد و در كار خود تنها او را شريك مىگردانيد . « 1 »
41 - عمرو بن حمق به على عليه السّلام گفت : من براى پنج خصلت به شما ارادت مىورزم و شما را دوست دارم : شما پسر عم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، و اول مؤمن به او ، و اولين اسلام آورنده ، و پدر فرزندان برجاى مانده از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در ميان ما هستى و از نظر جهاد بزرگترين مرد از مهاجران مىباشى . « 2 »
اشعار دربارهء اولين مسلمان
1 - سعيد بن قيس همدانى در صفين رجز مىخواند و مىگفت :
- اين است على ، پسر عم مصطفى و اول اجابتكنندهء دعوت او .
- همان امام هدايتگرى است كه راهش از ضلالت جدا است . « 3 »
2 - عبد اللّه بن ابى سفيان در پاسخ وليد اين دو بيت را خواند :
- صاحب اختيار امت بعد از محمد ، على است كه در همهء احوال ملازم او بود .
- او حقا وصى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، داماد او و اول كسى است كه نماز خواند و روى موافق نشان داد .
اين دو بيت در رسالهء اسكافى آمده و حافظ كنجى در كفايه 48 آن را از فضل بن عباس نقل كرده است .
3 - خزيمة بن ثابت انصارى يكى ديگر از اين شعراست كه عراقى و زرقانى او را از كسانى مىدانند كه على عليه السّلام را نخستين مسلمان خواندهاند . « 4 » اين دو گويند : شعر زير را
هامش
( 1 ) . كتاب صفين 133 .
( 2 ) . كتاب صفين 115 ؛ جمهرة الخطب : 1 / 149 .
( 3 ) . رسالهء اسكافى ، بنا بر آنچه در شرح ابن ابى الحديد : 3 / 259 آمده است و ديگران اين شعر را به قيس بن سعد بن عباده نسبت دادهاند .
( 4 ) . شرح التقريب : 1 / 85 ؛ شرح المواهب : 1 / 242 .