35 - عبد اللّه بن هاشم مرقال در سخنرانىاش گويد : اى مردم ! همانا هاشم در راه اطاعت از پسر عم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و اولين مؤمن به او ، و داناترين مردم در دين خدا ، به جهاد پرداخت . « 1 »
36 - عبد اللّه بن حجل گفت : اى امير مؤمنان ! شما در ميان ما اولين ايمانآورنده و آخرين كسى هستى كه تا دم آخر با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله همدم بودهاى . « 2 »
37 - ابو عمره بشير بن محصن در اجتماعى از اصحاب على عليه السّلام و معاويه گفت : سرور ما على عليه السّلام به لحاظ فضيلت ، ديندارى ، سابقه در اسلام و نزديكى با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از همهء خلق به امر خلافت شايستهتر است . « 3 »
38 - عبد اللّه بن خباب بن ارت كه ابن قتيبه دربارهاش گويد : گروهى از خوارج كه بر على خروج كرده بودند ، در حال حركت به مردى كه زنش را بر الاغى سوار كرده بود و آن را هدايت مىكرد ، رسيدند . چون از رود فرات عبور كردند ، به او گفتند : كيستى تو ؟
گفت : مردى از مؤمنانم . گفتند : دربارهء على بن ابى طالب چه مىگويى ؟ گفت : مىگويم او امير مؤمنان بود و نخستين كسى است كه به خدا و رسولش ايمان آورد ، گفتند : نامت چيست ؟ گفت : من عبد اللّه بن خباب بن ارت يكى از صحابهء رسول خدا هستم . « 4 »
39 - عبد اللّه بن بريده گويد : از مردان اولين كسى كه اسلام آورد ، على بن ابى طالب عليه السّلام است و آنگاه گروه سه نفرى : ابوذر ، بريده و يكى از پسرعموهاى ابوذر مسلمان شدند .
( اين حديث را محمد بن اسحاق مدنى در جلد اول مغازى نقل كرده است )
40 - محمد بن ابى بكر در قسمتى از نامهاى كه به معاويه نوشت ، چنين آورده است :
نخستين كسى كه اسلام را پذيرفت و به درگاه خدا روآورد و تصديق و موافقت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را نمود و اسلام آورد و تسليم او گرديد ، برادر و پسر عمش على بن ابى طالب عليه السّلام بود ، تا آنجا كه گويد :
او از ميان همهء مردم ، در اسلام پيشقدمتر و در انديشه راستگوتر بود ، تا آنجا كه گويد :
هامش
( 1 ) . كتاب نصر 405 .
( 2 ) . الامامة و السياسة : 1 / 103 ؛ كتاب نصر .
( 3 ) . كتاب نصر 210 .
( 4 ) . الامامة و السياسة : 1 / 122 .