تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 3

مساهمون:

ص٣
خواهى يافت . اين جدّ او ابو الفضل العباس ثانى است كه خطيب دربارهء او چنين گويد « 1 » : دانشمندى شاعر و فصيح از شخصيتهاى بنى هاشم است كه زبان و بيانش معروف مىباشد تا جايى كه غالب علويان ذوق شعر او را برتر از همهء فرزندان ابو طالب مىشناسند . وى از حاشيه‌نشينان مجلس هارون بود و در يكى از اشعارش برادرى ابو طالب با عبد اللّه را كه دو برادر تنى بودند ، آورده گويد : - ما و رسول خدا را يك پدر ، يك مادر و يك جدّ بىعيب متّحد مىسازد . - كسى كه ما را به خاندان پيمبر وارد ساخت ، بانويى بود از نسل عمران بن مخزوم كه در ميان فاميلش مىدرخشيد . روزى عباس به دربار مأمون آمد ، حاجب نگاهى به او كرد و سرش را به زير افكند ، آنگاه عباس گفت : اگر اجازه دهند وارد مىشويم ، اگر عذرمان را بخواهند مىپذيريم ، اگر بگويند بازگرد ، باز مىگرديم ، امّا يك نگاه ، پس آنگاه يك بىتوجهى ، چيزى است كه با آن آشنا نيستم « 2 » ؛ سپس اين شعر را خواند : - من رضا نمىدادم درازگوش ، مركوب سوارىام باشد ، ولى پياده بالاخره به هرمركوبى رضايت مىدهد . از كلمات حكمت‌آميز او است : بدان‌كه چون انديشه‌ات نمىتواند همهء كارها را زير نظر گيرد ، آن را به كارهاى مهم‌تر بگير . و چون اموالت نمىتواند همهء مردم را رفع نياز كند ، آن را به حقداران اختصاص بده . و از آنجا كه نمىتوانى با همهء مردم آميزش كنى ، اهل فضل و دانش را برگزين . و چون شبانه‌روزت با تمام كوشش ، كفايت همهء كارهايت را نمىكند ، كارهايت را تقسيم كن .
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد : 12 / 136 . ( 2 ) . اين جمله در تذكرهء سبط ابن جوزى 32 - به نقل از تاريخ خطيب غير از اين صورت آمده است .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 3 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى