تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
- از روى درك و علم ، قبل از همهء شما ، اسلام اختيار نمودم « 1 » . - و پيامبر خدا ، در روز غدير خم ، به امر خدا ، ولايتم را بر شما واجب نمود « 2 » . - پس واى بر آنكه در روز بازپسين به ملاقات خدا رسد ، در حالى كه به من ظلم نموده باشد . اين اشعار را امير مؤمنان در جواب نامهء معاويه نگاشتند : نامهء معاويه چنين بود : من داراى فضائلى هستم ، پدرم در جاهليّت بزرگ و آقا بود ، در اسلام به پادشاهى رسيدم . خويشاوند پيامبر ، و دايى مؤمنين ، و نويسندهء وحى الهى هستم . امير المؤمنين بعد از خواندن نامه فرمود : آيا پسر هند جگرخوار به اين فضائل بر من برترى مىجويد ؟ بعد به جوانى كه نزديكشان بود فرمودند بنويس : محمّد النبىّ اخى و صنوى ، تا آخر اشعار كه ترجمه‌اش گذشت . و چون معاويه اشعار حضرت را خواند ، امر كرد كه از دسترس مردم شام دور نگه دارند ، مبادا به سوى حضرت متمايل گردند . امت اسلامى ، صدور اين ابيات را حتمى دانسته و بر صحت آن همداستانند ، جز اينكه هرگروهى از اهل حديث ، آنچه را كه از اين اشعار منظورشان بوده مورد بحث و تحقيق قرار داده‌اند . بدون اينكه كوچكترين ترديدى در صدور آن از حضرت ، ابراز
هامش
( 1 ) . در روايت ابن ابى الحديد و ابن حجر و ابن شهر آشوب غلاما ما بلغت اوان حلمى آمده است و در روايت ابن الشيخ و بعضى ديگر صغيرا ما بلغت اوان حلمى آمده ، ولى شيخ طبرسى بعد از اين بيت ، چنين مىافزايد :و صليت الصلاة و كنت طفلا * مقرا بالنبى فى بطن امىدر حالى كه طفل بودم با پيامبر نماز خواندم و موقعى كه در شكم مادر مىزيستم اقرار به پيامبر نمودم . ( 2 ) . دكتر احمد رفاعى در حاشيهء معجم الادباء چنين نقل مىكند :و اوصانى النبى على اختيار * ببيعته غداة غدير خمولى در اين شعر تغييرى رخ داده كه بعدا مطلع خواهى شد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 36 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى