- از روى درك و علم ، قبل از همهء شما ، اسلام اختيار نمودم « 1 » .
- و پيامبر خدا ، در روز غدير خم ، به امر خدا ، ولايتم را بر شما واجب نمود « 2 » .
- پس واى بر آنكه در روز بازپسين به ملاقات خدا رسد ، در حالى كه به من ظلم نموده باشد .
اين اشعار را امير مؤمنان در جواب نامهء معاويه نگاشتند :
نامهء معاويه چنين بود :
من داراى فضائلى هستم ، پدرم در جاهليّت بزرگ و آقا بود ، در اسلام به پادشاهى رسيدم . خويشاوند پيامبر ، و دايى مؤمنين ، و نويسندهء وحى الهى هستم .
امير المؤمنين بعد از خواندن نامه فرمود :
آيا پسر هند جگرخوار به اين فضائل بر من برترى مىجويد ؟ بعد به جوانى كه نزديكشان بود فرمودند بنويس : محمّد النبىّ اخى و صنوى ، تا آخر اشعار كه ترجمهاش گذشت .
و چون معاويه اشعار حضرت را خواند ، امر كرد كه از دسترس مردم شام دور نگه دارند ، مبادا به سوى حضرت متمايل گردند .
امت اسلامى ، صدور اين ابيات را حتمى دانسته و بر صحت آن همداستانند ، جز اينكه هرگروهى از اهل حديث ، آنچه را كه از اين اشعار منظورشان بوده مورد بحث و تحقيق قرار دادهاند . بدون اينكه كوچكترين ترديدى در صدور آن از حضرت ، ابراز
هامش
( 1 ) . در روايت ابن ابى الحديد و ابن حجر و ابن شهر آشوب غلاما ما بلغت اوان حلمى آمده است و در روايت ابن الشيخ و بعضى ديگر صغيرا ما بلغت اوان حلمى آمده ، ولى شيخ طبرسى بعد از اين بيت ، چنين مىافزايد :و صليت الصلاة و كنت طفلا * مقرا بالنبى فى بطن امىدر حالى كه طفل بودم با پيامبر نماز خواندم و موقعى كه در شكم مادر مىزيستم اقرار به پيامبر نمودم .
( 2 ) . دكتر احمد رفاعى در حاشيهء معجم الادباء چنين نقل مىكند :و اوصانى النبى على اختيار * ببيعته غداة غدير خمولى در اين شعر تغييرى رخ داده كه بعدا مطلع خواهى شد .