گرديده است .
17 - داماد اولى و سزاوارتر است به مراعات حقوق كسى كه داماد او گرديده و بدين وسيله پشتيبانى يافته و در زندگى نيرومند گشته است . در حديث آمده است كه سه كس داراى سمت پدرى هستند : پدر آدمى ، پدر همسر و معلّم .
18 - بر اين منوال است قريب ، چه او به امر نزديكان و دفاع از آنان و كوشش در راه مصالحشان اولى و سزاوارتر است .
19 - خداوند نعمت اولى و سزاوارتر است به احسان بر كسى كه مورد انعام و احسان واقع گشته و اينكه نيكى را تداوم بخشد .
20 - همعهد مانند همسوگند است در اولويت براى يارىكردن آنكس كه با او عهد بسته است .
21 - دوستدار و محبّ به دفاع از محبوب اولى و سزاوارتر است .
22 - ياور به دفاع از كسى كه يارى شده اولى و سزاوارتر است .
23 تا 26 - در مورد ولىّ و سيّد و متصرف در امر و متولّى در امر به شرحى كه قبلا مذكور افتاد ، از چگونگى حال آگاه شديد .
حال كه وضعيت معانى مشروحهء بالا و عدم تناسب آنها با مورد بحث روشن گشت ، ديگر جز يك معنى براى « مولى » باقى نمانده ، و آن « أولى » است و اين اولويت به حسب استعمال در هريك از مواردش مختلف است . بنابراين ، اشتراك در مولى ، اشتراك معنوى است و اين اشتراك از اشتراك لفظى أولى بهتر است ، چه اشتراك لفظى مستلزم وضعهاى زياد و نامعلوم است به نصّ ثابت كه بنا بر اصل مسلّم ، آن وضعها منتفى است و شمس الدين ابن بطريق در پارهاى از اين نظريه بر ما پيشى گرفته است . « 1 » نامبرده يكى از بزرگان قرن ششم است و از كلمات تعدادى از علماى اهل سنت نيز برمىآيد كه آنان در ذكر مناسبات بعضى از معانى مولى داد سخن دادهاند « 2 » ، مانند آنچه كه ما ذكر كرديم .
هامش
( 1 ) . العمدة 56 .
( 2 ) . به آنچه در سابق از درواجكى و ديگران نقل كرديم و به آنچه از سبط ابن جوزى و ديگران نقل خواهيم -